در باره تاریخ و ادبیات آلمان

در باره تاریخ و ادبیات آلمان

اولین شاعر و نویسنده زن آلمانی کیست؟

مترجم : شاپور چهارده چریک
Shapur-14@yahoo.de

اولین شاعر و نویسنده زن آلمانی کیست؟


" رزویتا فون گاندرس هایم یا خانم آوا "؟
1- رزویتا فون گاندرس هایم  Roswita von Gandersheim

نویسندگان:
SCHAUBER
H. DÖBLER
Tanja Wehr
Fidel Rädle

در تاریخ ادبیات آلمان ، هنگامی که از بانوان ادیب آلمانی سخن گفته می‌شود، قبل از همه از ادیبی به نام "رزویتا فون گاندرس هایم Roswita von Gandersheim " نام برده می‌شود .
رزویتا فون گاندرس هایم کیست؟ در چه دوره‌ای می‌زیست؟ و چه آثاری از خود به یادگار گذاشت؟
"رزویتا" بیش از هزار سال پیش زندگی می‌کرده است . "رزویتا فون گاندرس هایم" ، که اسم وی را به شیوه‌های گوناگونی نوشته‌اند، از قبیل : ""Hrotsvit", "Hrosvith", "Hroswitha و غیره، در تاریخ 5 سپتامبر  935 یا 937 یا 938 میلادی در شهرک "گاندرس هایم"، که امروزه یکی از شهرهای استان نیدرساکسن در شمال آلمان می‌باشد، بدنیا آمد .  تاریخ تولد و وفاتش هنوز به درستی مشخص نیست و هر مورخی تاریخی را ذکر می‌کند و در این مورد هنوز اختلاف هست . تاریخ وفاتش را نیز در سال 973 یا 978 و پاره ای نیز در سال 1010 میلادی نوشته‌اند .  معنی اسم رزویتا "مشهور و نامی" است . در ممالک کاتولیک روز پنجم سپتامبر را به نام روز "رزویتا" نام‌گذاری کرده‌اند .
اسناد و مدارک زیادی در مورد زندگی و احوال "رزویتا" موجود نیست. معتبرترین منابع، همانا کتب و نوشته‌های خود "رزویتا" است، که به زبان لاتین می‌باشند .  رزویتا هنوز جوان بود که در صومعه "گاندرس هایم" که با دربار پادشاهان اوتون Ottonen رابطه تنگاتنگی داشت، به عنوان راهبه پذیرفته شد . "رزویتا"  عارف بود و به عرفان و مذهب عشق می‌ورزید . 
سلسلۀ اوتونها  - علت نامیدن این سلسله به اوتون‌ها از اسامی سه تن از پادشاه این سلسله به نام‌های اوتو اول ، اوتو دوم و اوتو سوم گرفته شده - که به آنها Liudolfinger نیز گفته می‌شود و "رزویتا" از آن‌ها بسیار تعریف و تمجید می‌کرد – شاید به این علت که توجه پادشاهان این سلسله را به شهر زادگاهش یعنی "گاندرس هایم" جلب کند، - این سلسله از سال 919 تا 1024 میلادی حکومت کرد. معروفترین پادشاهان این سلسله "هاینریش اول" ، "اوتو اول" یا "اوتو کبیر" و فرزندانش "اوتو دوم" که به "اوتو قرمز" معروف بود و نیز "اوتو سوم"  و آخرین پادشاه این سلسله نیز "هاینریش دوم" بود، که به "هاینریش مقدس" معروف گردید .
صومعه "گاندرس هایم" - که مقبره " لیودولف اول Liudolf I "  - پدرخوانده این سلسله که در سال 866 میلادی وفات یافت و اسم – Liudolfinger نیز از همین‌جا مشتق شده  است - کمتر مورد توجه پادشاهان سلسله اوتون بود. "اوتو اول" نیز هیچ وقت به "گاندرس هایم" قدم نگذاشت. ولی پادشاهان بعدی مانند "اوتو دوم" و "اوتو سوم"، بسیار به "گاندرس هایم" توجه داشتند. احتمالاً "رزویتا" خود به طبقه اشراف آن عهد تعلق داشته است . یکی از دلایل این امر تحصیل و آموزش زبان لاتین و بحث و گفنگوهای وی با نویسندگان و دانشمندان و فیلسوفان زمان خود می‌باشد، که این امر از مردم عادی که نه از تحصیل بهره‌ای داشتند و نه به زبان لاتین آشنائی، و نه در موقعیتی بودند که بتوانند بنویسند و بخوانند و با بزرگان نشست و برخاست داشته باشند ، بر نمی‌آمد. "رزویتا"  نزد معلمینی چون "ریکاردیسRikkardis " ، که وی هم بانوئی ادیب و دانشمند و اهل قلم بوده  ، و نیز "گربرگ Gerberg " که خواهرزاده "اوتو کبیر" بوده، تعلیم و آموزش دیده بود .
"رزویتا فون گاندرس هایم"  آثار خود را به سه دسته تقسیم می‌کرد:

1 – کتاب بزرگان که دربرگیرنده آثار زیر بود:
• ماریا Maria
• آسنسیو Ascensio یا گانگولف مقدس
• پلاگیوس Pelagius
• تئوفیلوس Theophilus
• باسیلیوس Basilius
• دیونیسوس Dionysius
• آگنس Agnes

2- درام ها
قبل از اینکه درام‌های رزویتا منتشر شوند، در مدارس و مکاتب آلمان از درام‌ها و نوشته‌های "ترنتس Terenz "(190 – 159 ق. م.) استفاده می‌شد . "ترنتس" که شاعری کمدی سرا بوده، در قرون وسطا نیز طرفداران زیادی داشته است . وی کتب زیادی داشت که در پاره‌ای از آنها زنان را "ضعیفه‌های بی‌شرم" می‌نامید. "رزویتا" در جواب درام‌های "ترنتس"، درام‌هائی نوشت، که در آن‌ها زنان را انسان‌هائی پاکدامن و بااخلاق و مقدس معرفی کرد . ولی درام‌های "ترنتس" – بعد از این‌که درام‌های رزویتا منتشر شدند – دیگر برای تعلیم و آموزش مناسب تشخیص داده نشدند و از این به بعد از درام‌های "رزویتا" در مدارس و مکاتب استفاده می‌شد . "رزویتا" بدین ترتیب نه تنها از منظر ادبی با "ترنتس" و دیگر نویسندگان مبارزه می‌کرد، بلکه با سران کلیسا نیز به نوعی درافتاده بود. زیرا که کشیشان و پاپ‌های قرون وسطا هم زن را نوعی "وسیله" و "عنصری شیطانی" می‌دانستند. ولی  "رزویتا" با نگارش درام‌هایش تصویر دیگری از زن ارائه می‌کرد که با تصویر پدران کلیسا تفاوتی عمیق و عمده داشت . تصویری که "رزویتا" از زن ارائه می‌داد او را از "ضعیفۀ بی‌شرمی که "ترنتس" در کتبش راجع به آن‌ها می‌نوشت، یا از "وسیله و عنصر شیطانی" کلیسا به  "زن مقدس مسیحی" یا "وسیلۀ رحمت الهی"  ارتقا می‌داد. می‌توان گفت که درام‌های "رزویتا"، آلترناتو مذهبی و مسیحی نسبت به درام‌های "ترننتس" بوده است . یعنی به جای خواندن درام‌های عشقی و اروتیک "ترنتس" باید متون مذهبی "رزویتا" خوانده و در مکاتب تدریس می‌شدند .
درام‌های "رزویتا" عبارتند از :
• گالیکانوس Gallicanus
• دولسیتیوس Dulcitius
• کالیماخوس Calimachus
• ابراهیم Abraham
• پافنوتیوس Pafnutius
• ساپین تیا Sapientia

3- دفتر سوم ، شامل دو کتاب تاریخی است:
• تاریخچه سلسله اوتون ها Gesta Ottonis که از سال 919 تا 965 را شامل می‌شود .
• تاریخچه صومعه "گاندرس هایم" ، که وی در آن زندگی و تحصیل کرده بود . Primordia coenobii Gandeshemensis

"رزویتا" همه آثارش را در ده سال ، یعنی از سال 960 تا 970 میلادی نوشته و بعد از 970 دیگر کتابی منتشر نکرده است . در کتابی که راجع به "پلاگیوس" نوشته ، اول بار او به شیطان و روابط شیطان و انسان اشاره کرده است . گفته می‌شود که گوته (1749 – 1832) احتمالاً با کتب "رزویتا" – خصوصاً کتاب "پلاگیوس" آشنائی داشته و شاید هم ایده کتاب "فاوست Faust " را که در آن "مفیستوفلس" را به جان انسان می‌اندازد،  ازهمین‌جا و از کتاب‌های "رزویتا" گرفته باشد .
"رزویتا" را می‌توان اولین نویسنده زن آلمانی و کشورهای مسیحی بعد از دوران آنتیک نامید . وی اولین و تنها زن ادیب آلمانی است که  از قرن چهارم تا قرن دهم میلادی آثار ادبی و فلسقی و عرفانی نوشت.  در این میان عده‌ای از "خانم آوا" نام می‌برند، که من در همین مقاله راجع به ایشان نیز توضیحاتی خواهم داد . ولی از آنجائی که "خانم آوا" در سال 1060 میلادی متولد شده و در سال 1127 میلادی نیز درگذشته است، قطعاً نمی‌توان وی را به عنوان اولین زن نویسنده آلمانی معرفی کرد. ولی به لحاظ سبک و شیوۀ نگارش "خانم آوا" می‌توان وی را به عنوان اولین شاعرۀ آلمانی زبان دانست. "رزویتا" بیشتر به نثر می‌نوشت. ولی "خانم آوا" منظومه نگار بوده است. 
آثار "رزویتا" مدت مدیدی به دست فراموشی سپرده شدند.  در سال 1501 میلادی این کتاب‌ها با تصاویری از آثار آلبرشت دورر Albrecht Dürer تزئین و منتشر شدند . از این تاریخ به بعد اسم "رزویتا" باز بر روی زبانها افتاد و همگان توانستند آثارش را بخوانند . 
"رزویتا" نسبت به موضوع کتاب‌هایش بسیار گشاده رو بود . وی در مورد انتخاب موضوع کتاب‌هایش چنین می‌نویسد:
"البته من گاهی خجالت می‌کشیدم یا می‌ترسیدم بنویسم. گاهی از خجالت سرخ می‌شدم، یک سرخی سوزانی تمام وجودم را می‌گرفت . من باید در ذهنم موضوعی را پرورش می‌دادم و با قلم می‌نوشتم، موضوعی که مربوط به پسرهای جوان بود، با آن حرف‌های خجالت آورشان . من حتی موقع شنیدن این حرف‌ها گوش‌هایم را می‌گرفتم . . . ولی کسی که می‌خواهد راجع به اخلاق بنویسد، باید آن روی سکه را هم ببیند ."

موضوع کتاب‌های "رزویتا" ، غالباً امور مذهبی، اساطیر باستانی و مذهبی و شرح زندگی قدیسین و درام‌های مسیحی بود. گذشته از این، وی در کتبش از نوعی اروتیک و خشونت خاص قرون وسطائی نیز استفاده می‌کرد:
"سه زن عریان، تازیان زده می‌شدند . ضربۀ تاریانه‌ها چنان بود، که اعضای بدن آن‌ها را از هم جدا می‌کرد. این اعضای جدا شده را بر روی منقل گداخته‌ای کباب می‌کردند و سپس آ‌ن‌ها را درون ماهی‌تابه‌ای که با قیر مذاب و موم ذوب شده پر شده بود، می‌گذاشتند تا اینکه با شمشیری سر آن‌ها را از تن‌شان جدا کردند .    
"رزویتا" به کمک این‌گونه متون سعی می‌کرد تا مردم را از گناه بازداشته و راه آن‌ها را به سوی مسیحیت هموار کند . نوشتن این متون بدان معناست، که بدن و جسم را می‌توان سوزاند و نابود کرد و از بین برد، ولی روح را می‌توان نجات داد، اگر انسان دیدن‌دار و به مذهب – البته مسیحیت – معتقد باشد .  نوشته‌های "رزویتا" را می‌توان بر علیه عشق جسمی‌ای که در آن روزگار شایع شده بود ، دانست . 
اوتو دوم، پادشاه اوتون، برای "رزویتا" احترام خاصی قائل بود. "رزویتا" را در آن روزگاران "صدای شفاف گاندرس هایم" می‌نامیدند .
"رزویتا" اولین و تنها زنی بود که درآلمان آن موقع یعنی بین قرن چهارم و دهم میلادی شعر می‌سرود و کتاب می‌نوشت و با فیلسوفان بحث می‌کرد. 
"رزویتا" زن را موجودی علیل و ذلیل و خوار و در مقابل مرد ناتوان و ناامید نمی‌دانست. او زن را شخصیتی  می‌دانست که از لحاظ اخلاقی بر مرد ارجحیت دارد. زن برای "رزویتا" ناجی  است. زن برای او مقدس است. با نجیب است . با شعور است.
 شاید از همین‌جاست که تعدادی معتقدند که"رزویتا" از "فیثاغورثیان می‌باشد.  
شخصیت، زندگی و آثار "رزویتا" در "گاندرس هایم" تأثیر بسزائی در این ناحیه برجای گذاشت، خاصه بر زنان. چه در این نواحی و در این صومعه بعد از "رزویتا" زنان دیگری پیدا شدند که تا اواخر قرن هجدهم میلادی یادگارهای زیادی از خود باقی گذاشتند.
"رزویتا" ارادۀ بسیاری قوی‌ای داشت . او می‌خواست که افکارش را بنویسد و آن‌ها را به عنوان کتاب منتشر کند و از پس این کار نیز به خوبی برآمد. زیرا که در آن روزگاران -هزار و اندی سال پیش- اصلاً معمول و طبیعی نبود که زنی آموزش ببیند، زبان لاتین را فراگیرد، کتاب و شعر بنویسد و با مردان نشست و برخاست داشته باشد. ولی "رزویتا" توانست همۀ این کارها را انجام دهد و موفقیت نیز کسب کند . موفقیتی که برای وی نه تنها آبرو و حیثیت اجتماعی و ادبی به همراه داشت، بلکه نشان‌دهندۀ ارادۀ قوی وی نیز بود. از این لحاظ شاید بتوان وی را با عارف مصری "رابعه " مقایسه کرد.
اسم "رزویتا" با نهادهای چندی در هم آمیخته است . هر سال "حلقه رزویتا" به یکی از چهره‌های هنری در آلمان اهدا می‌شود .
"جایزه ادبی رزویتا" از سال 1973 هر ساله به یکی از چهره‌های مؤنث ادبی که به زبان آلمانی آثاری منتشر کرده باشد، اهدا می‌گردد . از میان نویسندگانی که تاکنون موفق به کسب این جایزه ادبی شده‌اند، می توان از "ماری لوئیزه کاشنیتسMarie Luise   Kaschnitz " و "ایلزه آیشینگر "Ilse Aichinge"  و "سارا کیرش Sarah Kirsch " و همچنین از "کارولا اشترن  Carola Stern " نام برد .

ادبیات راجع به "رزویتا فون گاندرس هایم Roswitha von Gandersheim " و منابع :
• Hrotsvithae opera, hg. von Paul von Winterfeld, MGH SS rer. Germanicarum, 1902 online
• Hrotsvithae opera, hg. von Karl Strecker, 1930
• Hrosvit: Opera Omnia, hg. von Walter Berschin (Bibliotheca Scriptorum Graecorum et Romanorum Teubneriana). München/Leipzig 2001 ISBN 3-598-71912-4
• Fidel Rädle, Hrotsvit von Gandersheim. In: Die deutsche Literatur des Mittelalters. Verfasserlexikon 4 (1983) Sp. 196-210
• R. Düchting, in: Lexikon des Mittelalters Bd. 5, 148-149
• 
http://www.fh-augsburg.de/~harsch/hro_intr.html Lateinische Teilausgabe in der Bibliotheca Augustana
• Faksimile bei Gallica: MGH Scriptores in folio Bd. 4 mit den beiden historischen Werken (veraltete Ausgabe)
• Übersetzter Textauszug aus den Gesta Ottonis
• Übersetzung der Dramen
• Lebensgeschichte im "Portal zur Geschichte" Bad Gandersheim
• 
http://home.infionline.net/~ddisse/hrotsvit.html Sehr gute Seite aus "Other Women's Voices" mit Links (engl.)
• Eintrag (mit Literaturangaben) im Biographisch-Bibliographischen Kirchenlexikon (BBKL)
• Artikel Roswitha in der Allgemeinen Deutschen Biographie (ADB) Bd. 29, S. 283-294 veraltet
• 
http://www.storiamedievale.net/personaggi/rosvita.htm Artikel (italien.) mit Bildern

 

2- خانم آوا Frau Ava
نویسندگان:
  Lene Mayer-Skumanz
Kurt Schocks

اطلاعات ما راجع به "خانم آوا" نیز همانند "رزویتا" اندک است. وی نیز مانند "رزویتا فون گاندرس هایم" در یکی از آثارش (که بعداً راجع به آن بیشتر صحبت خواهیم کرد) اندکی راجع به خویشتن نوشته است. "خانم آوا" که از وی در تاریخ ادبیات آلمان و کشورهای آلمانی زبان نیز به همین شیوه و با همین صفت یاد می‌شود (یعنی "خانم آوا Frau Ava "،  در سال 1060 میلادی  متولد شده (محل تولد وی معلوم نیست و اگر تاریخ مرگ رزویتا فون گاندرس هایم را سال 1010 میلادی فرض کنیم – که در آن اختلاف عقیده هست - 50 سال بعد از مرگ رزویتا به دنیا آمده است)  و درتاریخ هفتم فوریه 1127 میلادی در شهرک "کلاین وین Kleinwien " در نزدیکی "گوتوایگ Göttweig " در اطریش در گذشته است. وی را "آوا از گوتوایگ Ava von Göttweig" و نیز "آوا از ملک Ava von Melk " نیز نامیده‌اند .
"ملک Melk " محلی بوده در ساحل رودخانه دانوب ، که صومعه معروفی داشت و "خانم آوا" بعد از فوت همسرش به عرفان پناه برده و در این صومعه ، گوشه نشین شد. 
خانم "آوا" را اولین زن شاعر آلمانی نامیده‌‌اند . وی دو پسر داشت : "هارتمان Hartmann " و "هاینریش Heinrich" که به احتمال قریب به یقین از روحانیون بوده‌اند. این دو برادر مادرشان را در نگارش اشعارش کمک و یاری می‌کردند.  "خانم آوا" در شعری با عنوان "روز قیامت Das jüngste Gericht " از پسرانش نام می‌برد. زبانی که در این شعر به کار گرفته شده، زبان آلمانی میانه نامیده می‌شود و با زبان آلمانی امروزه یا آلمانی سلیس کمی فرق دارد.

این شعر بدینگونه است:

Dizze buoch dihtôte zweier chinde muoter.
diu sageten ir disen sin. michel mandunge was under in.
der muoter wâren diu chint liep, der eine von der werlt sciet.
nu bitte ich iuch gemeine, michel unde chleine,
swer dize buoch lese, daz er sîner sêle gnâden wunskende wese.
unde dem einen, der noch lebet unde der in den arbeiten strebet,
dem wunsket gnâden und der muoter, daz ist AVA.

ترجمه شعر بالا به آلمانی سلیس چنین است:

Dieses Buch erzählt von der Mutter  zweier Kinder
Dir sagten sie , dass Michael Mandungen darunter war
Der Mutter liebte ihre Kinder. Von denen eines starb.
Nun bitte ich euch beide, Michel und der Kleine
Wer dieses Buch liest, dass er seiner Seele Gnade wünsche
Und dem Einen, der noch lebt und der in der Arbeit strebt
Dem wunscht Gnaden und der Mutter, sie heisst AVA


ترجمه فارسی این شعر نیز بدین‌گونه است:

این کتاب متعلق به مادر دو بچه است
که یکی از آنها میشل ماندونگن نام داشت
این حرف را به تو می‌گویم :
یکی از بچه هایم دار فانی را وداع گفت.
از شمائی که این کتاب را می‌خوانید
درخواست می‌کنم که برای شادی روحش دعائی بخوانید
و آن دگر که هنوز زنده است و به کار مشغول
برای او نیز دعائی بخوانید
این آرزوی مادری است به نام آوا.


"خانم آوا" در اشعارش  از تفسیرهای "بدا Beda " ، "هرابانوس ماوروس Hrabanus Maurus "  و "آلکوئین Alkuin " استفاده می‌کرد.  اشعار "خانم آوا" با موضوع "صعود و نزول کلیسای مسیحی" رابطه تنگاتنگی دارند و با این موضوع رشد کرده‌اند. یکی از خصوصیات شعری "خانم آوا" در این نکته خلاصه می‌شود، که وی از بسیاری از نمونه‌ها و موضوع‌هائی که در آن زمان مورد توجه خوانندگان بوده و تا عصر حاضر نیز مورد توجه قرار گرفته‌اند، استفاده کرده‌است . این موضوعات را می‌توان در شعر آلمانی چنین خلاصه کرد : مانند گاومیش و خری که در جلوی گاری بسته شده‌اند یا گاوآهنی را می‌کشند.
که وی این نمونه‌ها را به  اشعار انجیلی خویش وارد کرده‌است. این نمونه‌ها در خود انجیل بدین‌گونه توصیف نشده‌اند .
هنگامی‌که از "خانم آوا" صحبت می‌شود، سخن از "آوا" ئی به میان می‌آید که بعد از فوت شوهرش در یک صومعه مربوط به طریقه "بندیکتینر Benediktinerabtei "  در "گوتوایگ" یا در بنیادی به نام "ملک Melk " زندگی می‌کرده است.  این دو شخصیت احتمالاً یک نفر و همان "خانم آوا" می‌باشند.
در شهرک "کلاین وین" هنوز یک برج مسکونی وجود دارد که آن را "برج آوا" می‌نامند. کلیسای "سنت بلازین St. Blasien " در محلی قرار دارد، که در زمان حیات "خانم آوا" عبادتگاهی وجود داشت .

آثار "خانم آوا" :
• یوحنا Johannes
• زندگی عیسی Leben Jesu و خلاصه نامه ای در بارۀ "هفت نعمت روح القدس" . این کتاب به نسخه  "فورآوور Vorauer Handschrift " معروف است.
• دجال Antichrist (ضد مسیح)
• روز قیامت Das jüngste Gericht
کتاب‌های"زندگی مسیح" ، "دجال" و "روز قیامت"  که با تصاویر زیبائی تزئین شده، و پاره‌ای از حروف اول کلمات آن به شکل حیوان کشیده شده‌اند، به نسخه  "فورآوور Vorauer Handschrift " معروف هستند و به خط آن دوره (قرن 12 میلادی) نوشته شده‌اند .
این آثار احتمالاً میان سال‌های 1120 و 1125 میلادی نوشته شده‌اند.

جایزه آوا

از سال 2003 جایزه‌ای ادبی به نام "جایزه ادبی خانم آوا" هر دو سال یک بار به یکی از زنانی که  به زبان آلمانی آثارش را منتشر کرده باشد، اهدا می‌گردد.  برای این جایزه ، یکی از پیکرتراشان اطریشی به نام "لئو فیسترر Leo Pfisterer " مجسمه‌ای ساخته است، که با این جایزه به یکی از بانوان ادیب اهدا می‌گردد. یکی از خصوصیات این جایزه این است که برنده به همراه پیکرۀ "آوا"  باید سفری ادبی به شهرهای اطریش در پیش گرفته و کتابش را به خوانندگان اطریشی معرفی کند و به همین منظور "انجمن خانم آوا" مخارج این سفر ادبی را تا  10000 یورو تقبل می‌کند ولی وجه نقدی به همراه این جایزه در اختیار برنده قرار نمی‌دهد. محل اهدا جایزه نیز کلیسای "سنت بلازین" در "کلاین وین" می‌باشد.  این جایزه تا کنون دو بار اهدا شده است. اول بار آن را خانم "ایرما کراوس Irma Krauß " در سال 2003 میلاید و دوم بار آن را خانم "الیزابت ابنبرگر Elisabeth Ebenberger " در سال 2005 میلادی برنده شده‌اند .
در دوره‌ای که "خانم آوا" زندگی می‌کرد، معمول بود که ادیبان و دانشمندان اروپائی به زبان لاتین آشنائی داشته باشند و آثار علمی یا ادبی خود را به این زبان بنگارند. در تاریخ ادبیات آلمان دوران قبل از قرون وسطی را "دوران بی خطی" می‌نامند و تقریباً تمام اشعار این دوره را اشعار شفاهی تشکیل می‌دهند. یکی از خصوصیات "خانم آوا" این است، که وی زبان آلمانی را برای نگارش اشعارش انتخاب کرد. البته وی چارۀ دیگری هم نداشت، زیرا که به زبان لاتین آشنائی نداشت و دو پسرش "هارتمان و هاینریش" نیز نقش مترجم وی را عهده دار شده بودند و اشعار دیگر شاعران و خصوصاً انجیل را برایش ترجمه می‌کردند. یکی از دلایلی که بالاتر عنوان کردیم که پسران "خانم آوا" احتمالاً روحانی بوده اند،همین نکته است .
خانم "لنه مایر Lene Meyer" رمانی دارد در بارۀ "آوا" ، اولین شاعرۀ آلمانی با این مضمون که "خانم آوا" در سال 1100 میلادی به همراه کنیز پیری در برج صومعه "فلادنیتس تال Fladnitztal " سکونت می‌گزیند. وی بلافاصله تحقیقات خود را برای نگارش کتاب "زندگی عیسی" شروع می‌کند. وی که به زبان لاتین آشنائی نداشته، اشعارش را به زبان آلمانی میانه می‌سروده است و در کتاب‌هایش به نقش زنانی که در پیرامون "عیسی مسیح" زندگی می‌کردند، اشاره می‌کند. این موضوع به این نکته بستگی دارد، که در پیرامون خود وی (آوا) و در زندگی دوستان و افراد فامیلش نیز این زنان بودند که چرخ زندگی روزمره را می‌چرخاندند.  در اطراف برج محل زندگی "آوا" وقایع زیادی اتفاق می‌افتند، پسرش "هاینریش" که در همین صومعه درس می‌خوانده، عاشق دختر جوانی به نام "آلرونا Alruna " می‌شود. ولی "آلرونا" نیز پسری به نام " خازیلی Chazili " را دوست دارد. پیر زنی به نام "نانا Nanna" ساحره است و سحر و جادو می‌کند. عاشق "گیزیلیا Gisilia " وی را ترک می‌کند.  "آوا" مجبور می‌شود که  نوشتن را فعلاً به کناری بگذارد و به زندگی اطرافیانش سروسامانی بدهد.
"خانم آوا" احتمالاً یکی از پسرانش را از دست داده است. زیرا که در شعر بلند "روز قیامت" از خوانندگانش درخواست می‌کند که برای شادی روح پسرش دعائی بخوانند . ولی کدام پسرش؟ "هارتمان یا هاینریش"؟ این نکته برای خوانندگان همچنان ناگفته باقی می‌ماند. قطعه مربوطه چنین است:
"...swer dize buoch lese,
daz er sîner sêle gnâden wunskende wese..."
( "Das Jüngste Gericht")
 
      کسی که این کتاب را می‌خواند
برای رحمت روحش دعائی بخواند.
(از کتاب  روز قیامت)

در دورۀ "خانم آوا" چنین معمول بوده که زنان بعد از فوت شوهرشان به صومعه می‌رفته اند تا باقی عمر را در رفاه نسبی و آرامش درونی بگذرانند. شاید یکی از علل رفتن "خانم آوا" به  صومعه "گوتوایگ" یا "ملک" گذشته از فوت همسرش، از دست دادن یکی از فرزندش باشد. گرچه در هیچ کتاب یا منبعی به این موضوع اشاره نشده است، ولی احتمال آن وجود دارد.  همانطور که خانم "مایر" در رمانش اشاره کرده است، این احتمال هم وجود دارد که وی کلیۀ آثارش را در همین صومعه نوشته باشد. یکی به دلیل در دسترس بودن کتابخانۀ صومعه، دو دیگر به این علت که پسرانش هر دو احتمالاً روحانی بودند و سوم اینکه خود وی سالیان زیادی در همین صومعه زندگی می‌کرد. تواریخ زیادی از "خانم آوا" نام می‌برند، که این خود نشانۀ معروفیت وی در قرون وسطی می‌باشد .
اسم وی و پاره ای اطلاعات دیگر راجع به خانواده‌اش را در شعر "روز قیامت" می‌توان خواند.

ادبیات راجع به "خانم آوا" و منابع:
• Lene Mayer-Skumanz: Frau Ava. - Wien : Dachs-Verl., 2002
• Kurt Schochs (Hrsg.): Die Dichtungen der Frau Ava. - Graz : ADEVA, 1986.
• Fundgruben für die Geschichte deutscher Sprache und Literatur, Hrsg.: H. Hoffmann, Breslau 1830
• Deutsche Gedichte des 11. und 12. Jahrhunderts, Hrsg.: J. Diemer, Wien 1849
• Die Gedichte der Ava, Hrsg.: P. Piper, ZfdPh 19, 1887
• Die Dichtungen der Frau Ava, Hrsg.: F. Maurer, Tübingen 1966
• Biographisch-Bibliographisches Kirchenlexikon Band I (1990) Spalte 306 Autor: Friedrich Wilhelm Bautz.
http://www.buchkritik.at/meldung.asp?IDX=411
http://news.lesen.ch/autoren/autor.cfm?ID=381
www.rowolt.de
http://www.literature.at/elib/www/wiki/index.php/Ava,_Frau
http://www.bautz.de/bbkl/a/ava_d_ae.shtml
www.literature.at/elib/www/wiki/index.php/Das_J%C3%BCngste_Gericht
http://www.uschtrin.de/pr_ava.html


  
نویسنده : شاپور چهارده‌چریک ; ساعت ٢:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱۸
تگ ها :