در باره تاریخ و ادبیات آلمان

در باره تاریخ و ادبیات آلمان

زندگى افکار و آثار یبیله برگ- 2

اینک مى پردازیم به مصاحبه روزنامه »دى سایت Die Zeit « با خانم »برگ« ـ این مصاحبه را از آن جهت انتخاب کردم ، که خانم برگ در این مصاحبه نه فقط در مورد عقاید و آرا و افکار و آثارش‏ حرف مى زند، بلکه نظریاتش‏ در باره جنگ و صلح و تروریسم و مسلمانان و یهودیان و ـ ـ ـ در بوته آزمایش‏ نهاده مى شودـ خود بخوانید و قضاوت کنید: تیتر این مصاحبه چنین است : »فنلاند ، آخ نگو ـ زیبیله برگ از »مسلمانان بدذات« از »آمریکاى خوب« و از »خوشبختى انسان موقعى که دنیا به آخر مى رسد« سخن مى گویدـ

»زیبیله برگ« رمان نویس‏ و نمایشنامه نویسى است که آثارش‏ تا کنون به ده زبان ترجمه شده است ـ در خانه اش‏ در دامنه کوه هاى زوریخ )زیبیله برگ بعد ها از این خانه در دامنه کوه هاى زوریخ به تل آویو نقل مکان کرد_ مترجم) چیز زیادى ندارد ـ یک تختخواب ، یک پاراوان، چند تا متکا و یک صندلى ـ کتابهایش‏ را در یک کمد آشپزخانه نگهدارى مى کند ـ از آپارتمانش‏ که به بیرون نگاه مى کند، چشم انداز جالبى دارد : در این هنگام خانه ى همسایه اش‏ را مى بیند که بى نهایت زیباست است و بر روى بالکن آن یک پرچم صلح آویزان است ـ او هنگام نگاه کردن از خانه اش‏، تمام شهر را زیر پاى خود مى بیندـ ـ شهرى که حتى از دور هم شسته و رفته به نظر مى آید ـ »زیبیله برگ« موهاى معروف و قرمز رنگش‏ را از پشت سر بسته و گره زده است ـ هنوز هم چابک و سرزنده است ، همانند یک دختر بچه در جلوى رایانه اش‏ چمباتمه زده و براى دوستش‏ »یائل هدایا« )که بعد ها یکى از کتابهاى همین خانم را براى انتشار در آلمان ویراستارى کرد) ، در تل آویو »ایمیل« مى نویسد و قهوه اش‏ را براى خنک شدن، فوت مى کندـ بعد از اینکه جواب »ایمیل« »یائل« را دریافت کرد و خواند، روى پهلو دراز مى کشدـ در همین اثنا ناقوس‏ کلیسا به صدا در مى آیدـ »زیبیله برگ« صورتش‏ را در هم مى کشد و همکار من »هانس‏ اشتاین Hannes Stein « دستگاه ضبط صوت را روشن مى کند:

»دى ولت Die Welt «: خوشى آخر زمان و انهدام جهان در چیست؟

»زیبیله برگ Sybille Berg : اینکه ما چنین دنیائى داشته باشیم ، چندان خوش‏ به نظر نمى آیدـ این دنیا واقعاٌ جاى بدى است.

»دى ولت Die Welt «: این براى شما چه چذبه اى دارد که در آثارتان به »آخر زمان و انهدام جهان« اشاره مى کنید؟

»زیبیله برگ Sybille Berg«: خیلى جالب است که ما بدانیم و تجسم کنیم که »آخر زمان و انهدام جهان« چیزى نیست که ما از آن فرار کنیم یا از خودمان دور کنیم ـ نیز جالب است که بدانیم ، انهدام جهان در همین جا ، در ارـوپا به وقوع خواهد پیوست ـ در میان اروپاى خود خواه و خود پسندـ اروپا تا چه اندازه از این ماجرا فاصله دارد، هنگامى که دیسکوهاى ما منفجر مى شوند؟

»دى ولت Die Welt «: خبر بد این است که در آخرین رمان شما بعد از انهدام جهان »نهضت صلح« باقى مى ماندـ

»زیبیله برگ Sybille Berg«: بله ، »نهضت صلح« در هلسینکى بر علیه آمریکائى ها تضاهرات مى کندـ آنها در آلمان پلاکاردهائى چاپ مى کنند که هیچ کس‏ مفهوم آنها را نمى فهدـ خوب ، چه کارى از دست آنها ساخته است ـ من فکر مى کنم آنها هنگامى که جهان دارد به آخر مى رسد ، باز هم بر روى تکه اى یخ خواهند ایستاد و پلاکاردى و پرچمى به دست خواهند گرفت ـ

»دى ولت Die Welt «: در این رمان شما، »نهضت صلح« اردوگاهى دارد براى انسانهاى »خوب اروپائى« که از دست انهدام جهان در رفته اند و باقى مانده اند ، کاملاٌ شبیه اردوگاه هائى که نازى ها داشتندـ واقعاٌ فکر مى کنید که اروپا چنین کارى خواهد کرد؟

»زیبیله برگ Sybille Berg«: بلى، من وقتى که حتى فکرش‏ را هم مى کنم ، از ترس‏ میخکوب مى شوم ـ من توضیح مى دهم: ببینید ، در اروپا این فکر ریشه دوانیده که ما همه یکجور فکر مى کنیم و ما در میان جمع بزرگى هستیم ـ مطلبى که ما از »نهضت صلح« در دو سال گذشته دیده ایم ، یک سماجت بزرگ است ـ یعنى اینکه »نهضت صلح« بر حق است ـ این یعنى نفرت از آمریکاـ که مبدأ و منشأ آن در نوعى احساس‏ حقارت و خود کوچک بینى است ـ

»دى ولت Die Welt «: در این رمان شما، همه جور اتفاقى مى افتدـ اجازه دهید آنها را بازسازى کنم ـ هامبورگ .

»زیبیله برگ Sybille Berg«:و برلین ، برلین زیبا ـ منطقه رور (Ruhrpott) ، در حقیقت همه جاى آلمان ـ اروپا و جهان ـ

»دى ولت Die Welt «: این رمان شما بر خلاف کارهاى دیگرتان ، عاقبت خوشى داردـ

»زیبیله برگ Sybille Berg«: خوب بله ـ ولى به انهدام جهان در این رمان فقط در حاشیه پرداخته ام ـ یعنى این احساسى که افراد 30_40 ساله امروزه در اروپا دارند ـ و این افراد نمى دانند که راه حل بهترى هم وجود دارد ـ این بدان معنى است که ما کمتر کار کنیم، ولى بهتر کار کنیم ـ

»دى ولت Die Welt «: شما در این رمان به »مسلمانان« و »حمله به مسلمان« نیز پرداخته ایدـ فکر مى کنید که در آینده احتمالاٌ چنین اتفاقاتى خواهد افتاد؟

»زیبیله برگ Sybille Berg«: اگر در اروپا اتفاقى بیفتد و جائى منفجر شود، این امکان وجود خواهد داشت که جریانات سیر معکوس‏ بگیرند ـ یعنى اینکه اروپائى ها با مسلمانان کنار بیاینیند و به نوعى به استقبال آنها بروند یا از آنها حمایت کنندـ اگر ما براى مسلمانان چند تا مسجد دیگر بسازیم، یهودى ستیزى را تقویت کرده ایم ـ در فرانسه ما اینک شاهد این موج یهودى ستیزى هستیم و افراد احمقى هستند که کودکان یهودى را آزار مى دهند ـ و هیچ کس‏ این مسئله را درک نمى کندـ

»دى ولت Die Welt «: چه چیزى را باید درک کنیم؟

»زیبیله برگ Sybille Berg«: که ما با این سیاست »کاملاٌ دیوانه وارى« که در پیش‏ گرفته ایم، دست و پاى خود را در حنا گذاشته ایم ـ

»دى ولت Die Welt «: راستى اسم قهرمان رمان شما چیست؟ همان زن 40 ساله اى که رنج زیادى مى کشد و سنش‏ بالاى 40 است؟

»زیبیله برگ Sybille Berg«: او اسمى ندارد ـ من موقع نوشتن کسى را نمى بینم ـ فقط موقعیت ها را مى بینم ـ تغییر احساس‏ را مى بینم ، که خود پیکره مى شوند ـ همین که قهرمان رمان من اصلاٌ »جنسیت« دارد و مونث است، همین هم براى من زیاد است ـ و اگر اسمى هم به این قهرمان مى دادم ، مانند »مارتا Martha « یا »فریدا Frieda« دیگر خیلى واضح و روشن مى شدـ

»دى ولت Die Welt «: شما از »آخر زمان و انهدام جهان» به عنوان نوعى روکش‏ سیاه در این رمان استفاده نکرده اید، که در پایان یک نوع بهشت شداد را مژده دهید؟

»زیبیله برگ Sybille Berg«: بله ، کاملاٌ درست است ـ من به یک وصله دراماتیک نیاز داشتم تا قهرمان رمان را از خشک بودن و غیر انعطاف بودنش‏ بیرون بیاورم ـ نتیجه آن نیز همین عاقبت خوش‏ است یا چیزى که ما آن را Happy End مى نامیم ـ این کتاب من نوعى پیام اخلاقى نیز براى خوانندگانش‏ دارد ، و این پیام کاملاٌ ساده است : اگر تو به خودت زحمت بدهى و اگر با مردم همدردى بکنى، نتیجه خوبى خواهى گرفت ـ یعنى یک خانه چوبى در فنلاند و دوستى و صلح و صفا ـ

»دى ولت Die Welt «: شما در این رمان، در جائى نوشته اید که قهرمان رمان شما به یک مادرى که فرزندانش‏ را در یک حادثه بمب گذارى از دست داده کمک مى کند تا این مادر رگ دستش‏ را پاره کرده و خودکشى کند ـ آیا این کار به نظر شما »همدردى« است؟

»زیبیله برگ Sybille Berg«:بله، کاملاٌ ـ گاهى در زندگى موقعیت هائى هست که در آن مرگ تنها راه حل است ـ و این یک نعمت است که در این مواقع به کسى کمک کرد ـ این مانند آن است که شما به کسى کمک کنید که کالسکه بچه اش‏ را به درون مترو ببرد ـ

»دى ولت Die Welt «: فکر مى کنید که »جنگ بر علیه تروریسم» که آمریکا تبلیغ آن را مى کند، پیروز خواهد شد؟

»زیبیله برگ Sybille Berg«: من فکر نمى کنم ـ

»دى ولت Die Welt «: چرا نه؟ سال 2003 )این مصاحبه در سال 2004 انجام گرفت_ مترجم) که سال بدى نبود؟ صدام حسین گرفتار شدـ انتفاضه و فلسطینى ها مهمترین حامى خویش‏ را از دست دادند )منظور خبرنگار شیخ یاسین است _مترجم) ، سوریه پنهان شده و لیبى دیگر در فکر ساختن بمب اتم نیست ـ ملاهاى ایران ترسیده اندـ بن لادن کما فى السابق موش‏ مرده است ـ

»زیبیله برگ Sybille Berg«: اشتباه نکنید ـ این جریانات همانند سرطان هستند ـ اگر پیکر کسى پر از غده هاى سرطانى باشد ، مى توان این غده ها را تک تک برید و بیرون آورد ـ ولى بیمار سالم نمى شود و سلامتى اى در کار نیست ـ مسلمانهاى اصولگرا با بمب هائى که به بدن خود مى بندند و منفجر مى کنند ، به یک نیروى مهیبى دست یافته اند ـ کاملاٌ ساده و بسیار کارسازـ من نمى دانم چگونه مى توان جلوى این ها را گرفت ـ ما مى توانیم کشورهاى دیگر را تصرف کنیم ـ بله ـ ما مى توانیم سعى کنیم ، بعضى کارها را انجام دهیم ـ لانه هاى تروریستى را از جایشان برکنیم ـ ولى این کار ها مشکل اصلى را حل نخواهند کرد ـ این مشکل همه ماست ـ

»دى ولت Die Welt «: در این رمان ،شما ایده هاى نو و جدیدى ارائه کرده اید ـ مثلاٌ : تک گفتارى است که پسرک جـان و مسلمانى بر زبان مى آورد ، که در یک قصابى کار مى کند و از جوامع غربى به شدت نفرت داردـ آیا شما همه این موارد را فقط اندیشیده اید و نوشته ایدـ آیا این همه فقط فانتزى است ؟

»زیبیله برگ Sybille Berg«: نه، ابداٌ اینطور نیست ـ این جوان مسلمانى که در قصابى کار مى کند، شاید یک به یک با جوان مسلمانى که در رمان من هست، مطابقت نداشته باشد، ولى موارد مشابه زیادى وجود دارند ـ

»دى ولت Die Welt «: آیا کتاب شما بر علیه یهودیان نوشته شده است؟

»زیبیله برگ Sybille Berg«:نه ـ دین و مذهب بدواٌ فقط سعى مى کنند تا انسان را به انجام دادن کارهاى خوب و نیک وادارند ـ ولى همه این سعى و کوشش‏ ها بى نتیجه مانده، زیرا که انسان در موقعیتى نیست که بفهمد و درک کندـ دین اسلام هم همینگونه است و استثنائى در این میان وجود ندارد ـ فقط در این میان دین اسلام به این علت توجه ها را به خود جلب کرده است که تفسیر قرون وسطائى از آن مى شود ـ اگر از من مى پرسید، به نظر من هر کسى مختار است که هر کارى که دلش‏ مى خواهد انجام دهد ـ حتى اگر بخواهد روزى 100 بار نماز بخواند ـ اگر این کار احساس‏ خوبى به او مى دهد ، خوب انجام دهد ـ ولى به محض‏ اینکه سعى کند ، دیگران را به راه خود بکشد و افسانه هاى خود را به دیگران دیکته کند ، دیگر مسخره مى شود ـ هر فشارى که کسى بر دیگرى وارد آورد، نوعى جنایت به حساب مى آیدـ

»دى ولت Die Welt «: بسیار خوب ، شما با یهودیان ضدیتى ندارید، ولى مشکل شما با شهر وایمار چیست؟

»زیبیله برگ Sybille Berg«: این یک اتفاق احمقانه اى بود که من در این شهر متولد شدم ـ ضمناٌ این مسئله که شهر وایمار یکى از شهرهاى مورد علاقه هیتلر بود ، دیگر اتفاقى نیست ـ فضاى این شهر کاملاٌ بسته است ـ خورده بورژواهاى از خود راضى در این شهر زندگى مى کنند ـ در این شهر هر کسى سردى را به خوبى حس‏ مى کند ـ به همین علت هم باید منفجر شودـ )اشاره به رمان_مترجم)ـ

»دى ولت Die Welt «: ولى در کتاب شما، این بار چیزى ویران نمى شود، ما انتظار این را نداشتیم؟

»زیبیله برگ Sybille Berg«: فنلاند هنوز زنده است ـ هنگ کنگ هم هنوز پایدار است ـ اسرائیل هم طوریش‏ نمى شود ـ بر سر آمریکا فقط چند تا بمب اتم مى افتد ـ درست است ـ

»دى ولت Die Welt «: چرا باید اینطور باشد؟

»زیبیله برگ Sybille Berg«: خوب ، من هم باید موقع نوشتن این رمان خوش‏ مى بودم ـ به من هم مى بایستى خوش‏ مى گذشت ـ منظور مرا درک مى کنید؟ تمام این کتاب نوعى نظم و ترتیب و سعى و کوشش‏ است ـ از یک طرف اوضاع سیاسى جهان ـ یعنى خواننده در مى یابد که چه اتفاقى مى افتد، اگر »تروریسمى« که ما از آن دعوت کردیم، به خانه ما بیایدـ در طرف دیگر، یعنى در بعد شخصى و خصوصى ، ما مى بینیم که چه اتفاقى خواهد افتاد ، اگر یک نفر تمام عادات خود را ترک کند ـ نتیجه نیز باورکردنى نیست ـ یعنى خوشبختى محض‏ ـ

 

ادامه دارد

 

  
نویسنده : شاپور چهارده‌چریک ; ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/٢٦
تگ ها :