در باره تاریخ و ادبیات آلمان

در باره تاریخ و ادبیات آلمان

مقايسه‌ی گفتارسعدی و گوته

مقايسه‌ی گفتارسعدی و گوته

شاپور چهارده‌چریک

Shapur_14@yahoo.de

 قطعه‌ی زير را از گوته مي خواندم:

 

Talismane

Im Atemholen sind zweierlei Gnaden:

Die Luft einziehen, sich ihrer entladen;

Jenes bedrängt, dieses erfrischt.

Du danke Gott, wenn er dich preßt,

Und danke ihm, wenn er dich wieder entläßt.

(Goethe)

               

بي اختيار به ياد ديباچهِ‌ی گلستان سعدی افتادم، كه می فرمايد:

منت خدای را عزّوجل، كه طاعتش موجب قربتست و بشكر اندرش مزيد نعمت . هر نفسی كه فرو ميرود مُمِد حياتست و چون بر می آيد، مفرح  ذات. پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شكری واجب.                      "سعدي"

اين مطلب را سعدی در سال 656 هجري قمری، مطابق با 1258 ميلا دی گفته است:

 

در اين مدت كه ما را وقت خوش بود       زهجرت ششصد و پنجاه و شش بود

مراد   ما  نصيحت  بود  و  گفتيم           حوالت  با  خدا  كرديم  و  رفتيم

زيرا كه تاريخ بالا، تاريخی است كه "سعدی" گلستان خويش را به "سعد بن زنگی" تقديم كرده است:

 

"گر التفات خداونديش بيارايد نگارخانه چينی و نقش ار تنگيست

اميد هست كه روي ملا ل در نكشد ازينسخن كه گلستان نه جاي دلتنگيست

علي الخصوص كه ديباچه همايونيش بنام سعد ابوبكر سعد بن زنگيست

در ماه ژولای سال ١٨١٤ ميلا دی، گوته، كه آن موقع ٦5 سال داشت، برای اولين بار اشعاری از حافظ را قرائت می كند. وی در يادداشت هائی كه در باره‌ی "ديوان غربی- شرقی" نوشته، در مورد اشعار مشرق زمين، چنين نوشته است: " شعرای مشرق زمين، همه چيز را مهيا دارند و دورترين چيزها را به سهولت به هم ربط می دهند و در مورد حافظ می نويسد: "وي همه‌ی خصوصيات شاعری را يكجا در اختيار دارد، بدون اينكه يكی ازاين خصوصيات بر ديگری غلبه و برتری داشته باشد. گوته ، قبل از اينكه با ديوان حافظ آشنا گردد، با اشعار سعدی آشنا شده بود. ولی ديوان حافظ آتشی در درون وی مشتعل كرد، كه تا لحظه‌ی مرگش هرگز خاموش نگشت. گوته در ديوان و غزليات حافظ با عنصری آشنا گرديد، كه همنوع آن را خود نيز در سينه اش محفوظ و محبوس داشت. آشنائي با غزليات حافظ باعث گشت تا اين عنصر بسط يافته وگسترش پيدا كرده و وی را سيراب كند.اينك اين قطعه‌ی گوته را با ديباچه گلستان سعدی مقايسه مي كنيم:

 

Talismane

Im Atemholen sind zweierlei Gnaden:

Die Luft einziehen, sich ihrer entladen;

jenes bedrängt, dieses erfrischt.

Du danke Gott, wenn er dich preßt,

und danke ihm, wenn er dich wieder entläßt.

(Goethe)

        

من نخست ترجمه‌ی شعر "گوته" را می‌نویسم و سپس آن را با دیباچه‌ی گلستان مقایسه می‌کنم:

Im Atemholen sind zweierlei Gnaden:

 

در هر نفسی دو نعمت موجود است

Die Luft einziehen, sich ihrer entladen;

. هر نفسي كه فرو ميرود ممد است

 jenes bedrängt, dieses erfrischt.

و چون بر می‌آید مفرح ذات

Du danke Gott, wenn er dich preßt,

پس خدای را شکر کن، موقع دم

und danke ihm, wenn er dich wieder entläßt.

و خدای را شکر کن به هنگام بازدم.

البته باید همینجا اضافه کنم، که دو موضوع در این گونه شعر گفتن نقشی اساسی را بازی می‌کنند: یکی زبان شعری "گوته" و دیگری مختصات زبان آلمانی، که در این شعر "گوته" هر دوی این عناصر به خوبی قابل مشاهده هستند.

 

اینک ببینیم سعدی این قطعه را چگونه نوشته است:

 

"منت خداي را عزّوجل، كه طاعتش موجب قربتست و بشكر اندرش مزيد نعمت .هر نفسي كه فرو ميرود مُمِد حياتست و چون بر مي آيد، مفرح ذات. پس در هر نفسي دو نعمت موجود است و بر هر نعمتي شكري واجب."          "سعدی"

"گوته"، كه قبل از اينكه با حافظ و غزليات وی آشنا گردد، با سعدی و بوستان و گلستان وی آشنا شده بود، گوئی كه وی اين شعر را كلمه به كلمه از"سعدی" به عاريه گرفته و گفتار وی را از فارسی به آلمانی ترجمه كرده است. و من شكي ندارم، كه گوته هنگامي كه اين شعر را سروده است، ديباچه‌ی گلستان را مي شناخته و آن را خوانده بوده و قطعاً نظری به اين سخن سعدی داشته است. همت والا ی "گوته"، ارادتش به ادبيات شرق، و آشنائي‌اش با ادبيات فارسي، خصوصاً آشنائی او با سعدی و حافظ، اين نظر را تأييد مي كند. برای "گوته"، اين مطرح نبوده است، كه اين سخن از كجا می آيد، كی آن را گفته و كجا گفته شده است، مهم براي او الهام بوده است و بس. او از اين سخن "سعدی" الهام گرفته، و اين سخنان را به زبان آلمانی شيوائي سروده است.در نگاه اول، به نظر مي رسد كه اين دو قطعه، از "گوته و سعدي"، زياد به هم مربوط نيستند و شباهتی به هم ندارند. ولي وقتي كه با دقت بيشتري اين دو قطعه را بخوانيم و آنها را با هم مقايسه كنيم، پی خواهيم برد، كه قطعه ای كه "گوته" سروده است، دقيقاً ترجمه‌ي همان ديباچه‌ی گلستان سعدي است و از این زیباتر نیز نمی‌توان این قطعه را ترجمه کرد.  

ديوان حافظ در سال 1812-1813  ميلا دي براي اولين بار و به طور كامل، از طرف دانشمند آلماني  "يوزف هامر-پورگ اشتال" ترجمه شده و بدين ترتيب به جامعه‌ی علمي و ادبي آلمان معرفي گشت.  اشعار "حافظ" ، بر شعرا و دانشمنداني چون گوته  و شاعر هم عصرش آگوست گراف فون پلا تن،  تأثير بسزائي گذاشته و از لحاظ احساسي ، گوته را وادار به نگارش ديوان غربي-شرقي نموده و فريدريش روكرت  را وادار به تحقيق و تفحص در مورد حافظ و ديوان وی  می‌نماید.

فريدريش روكرت زبان شناس، شاعر و دانشمند پركاري بود، كه به چندين زبان زندة دنيا مسلط بوده و ترجمه هاي زيادي از زبانهاي عربي، فارسي، عبري، چيني و هندي به آلماني از وي به يادگار مانده است، كه نشاندهندة ذوق و سلقيه و استعداد و پشتكار وي مي باشد. ترجمه هائي كه وي بخصوص از زبانهاي عربي و فارسي به آلماني انجام داده، همه از نوع تحقيقات و ترجمه هائي مي باشند، كه در نوع خود بي نظيرند و وي در بسياري از جهات نيز پيشاهنگ امر ترجمه از اين فرهنگ ها و زبانها بوده است.

اولين ترجمه هاي فريدريش روكرت از زبان فارسي به آلماني، ترجمه هاي آزادي بودند كه تحت نام غزليات و گلستان شرقي كه هر دو در سال ١٨٢٢ ميلا دي - يعني ٣ سال بعد از انتشار ديوان غربي-شرقيِ گوته - چاپ و منتشر شدند. ترجمه هاي بعدي وي از غزليات حافظ را بايد ترجمة ادبي دانست. زيرا كه مترجم خود را مقيد و پيرو حافظ مي داند و سخن وي را ترجمه مي كند و از ترجمة آزاد دوري مي كند و امانت داري در ترجمه را سرلوحة كار خود قرار مي دهد. اين ترجمه ها ، كه از ميراث ادبي وي به جاي مانده، در بين سالهاي ١٨٤٦ تا ١٨٦٢ انجام گرفته است. از سال ١٨٥٨ به بعد ترجمه هاي دوزبانة وينسنتس فون روزن تسوايگ- شواناو وارد بازار ادبيات گرديد،كه فريدريش روكرت نيز در پاره اي از ترجمه هاي غزليات - حدود ٤٢ غزل - را نيز مديون وي مي باشد.

فريدريش روكرت در تنظيم غزليات خود را هميشه مقيد به پيروي از اصل نمي دانسته و گاهي ابيات يك غزل را نيز پس و پيش مي نوشته است.

فريدريش روكرت، بوستان سعدي را هم (البته خلا صه اي از آن را) به آلماني ترجمه كرده است.

در سال ١٩٢٦ ميلا دي چاپ جديد تري از غزليات حافظ از طرف دانشمند ديگري به نام هرمان كراين بورگ با عنوان غزليات حافظ وارد بازار گرديد .

در جوار فريدريش روكرت ، بايد از شاعر و دانشمند ديگري به نام رودلف گلپكه نام برد، كه ترجمة آثار و افكار سعدي را از فارسي به آلماني بيشتر مديون اين مرد هستيم.

گلستان سعدي

 

از گلستان سعدي دو ترجمه در زبان آلماني وجود دارد. اين دو ترجمه عبارتند از:

١- ترجمة رودلف گلپكه،

1- Scheich Sadi, Rosengarten

Hundertundeine Geschichten aus dem Rosengarten

Auswahl ind Übersetzung: Rudolf Gelpke

٢- ترجمة كارل هاينريش گراف

2- Sadi von Schiras , aus dem Rosengarten

Die schönsten Lehrgeschichten des großen

persischen Dichters und Mystikers

Übersetzung aus dem Persischen von: Karl Heinrich Graf

----------------------------------------------------------------------------------------------------

Talismane

Im Atemholen sind zweierlei Gnaden:

Die Luft einziehen, sich ihrer entladen;

jenes bedrängt, dieses erfrischt.

Du danke Gott, wenn er dich preßt,

und danke ihm , wenn er dich wieder entläßt.

(Goethe)

West- östlicher Diwan

 

 

 

 

  
نویسنده : شاپور چهارده‌چریک ; ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٦/۱٩
تگ ها :