در باره تاریخ و ادبیات آلمان

در باره تاریخ و ادبیات آلمان

تاریخچۀ ضرب المثلهای آلمانی-3

 

 

۳ 

 اگه نولف ناشری به نام   Egenolff در سال ١۵۴٨ میلا دی آثار یوحانس آگریکولا و سباستین فرانک را در هم ادغام کرده، و فهرستی نیز به آنها افزود ومطالب این کتابها را طبق سلیقه و ذوق خوانندگان آن روز تهیه و تنظیم کرده و آن را با عنوان “ ضرب المثل ها ، سخنوری زیبا  و دانائی  Sprichwörter, schöne weise Klugreden. چاپ کرد . این کتاب در نزد خوانندگان با اقبال بسیار بزذگی برخورد کرد و تا اواخر قرن ١٧ نیز به مراتب تجدید چاپ شد . این کتابها باعث شدند تا یک سلسله از فرهنگ های نفیس و با ارزش وجامع در مورد ضرب المثل های آلمانی نوشته شوند ، که این مسابقه تا اواخر قرن ١٩میلا دی نیز ادامه داشت ، و در کتاب حاضر نیز از ضرب المثل هائی که در کتب نامبرده آمده اند، استفاده ها شده است.

 

 

در این راستا باید از دو اثر دیگر نیز نام برد که در سنت جمع آوری و تدوین ضرب المثل های آلمانی در قرن 17 میلادی نقش بسزائی ایفا کردند. یکی اثری است با نام "دانائی آلمانی" Der Teutsche Weisheit       ،از دانشمردی به نام "فریدریش پترز" دیگری اثری

است با نام که در سال ١۶٣٠ میلا دی نوشته شده، که شامل ٢٣٠٠٠ ضرب المثل  می شده است. هر دوی این آثار، به منابع قبل از خود نیز اشاره کرده و منابع دیگری که در تنظیم و تدوین کتاب دخیل بوده اند را نیز نام برده اند ، که در پاره ای موارد به تجارب شخصی نویسنده یا ناشر،و نیز مکالمات روزمرة مردم نیز اشاراتی کرده اند . به مرور زمان، و آرام آرام، همچنان که جامعه و ادبیات و فرهنگ آلمان در طول قرون و اعصار پیشرفت می کردند، و از قرون وسطی به طرف دوران روشنگری، و اقتدار وخرد و راسیونالیسم پیش می رفت، به همان مقدار نیز از ارزش و اعتبار ضرب المثلنیز کاسته می شد . تا جائی که دیگر ضرب المثل در جامعه چندان رونقی نداشت و آن را نشانه و سمبلی از “ آلا مد بودن“ یا امل بودن می پنداشتند و حداکثر در هنگام بازی و سرگرمی و یا موقعی که می خواستند به کسی “ تعارف“ کنند، از ضرب المثل استفاده می کردند. حتی دوره ای بود، که در آن با ضرب المثل مبارزه می کردند و استفاده از ضرب المثل را نشانة “ قدیمی بودن و کهنه و امل بودن“ می دانستند. همة این زحمات و کوشش ها و برخوردها نتوانستند که سنت شفاهی ضرب المثل را در آلمان از بین ببرند . مردم روستاها و دهات و قصبات بیشتر از مردم شهر نشین، باعث گسترش و ماندگار شدن ضرب المثل ها شدند . در شهر ها نیز کارگران یدی این نقش را تقبل کردند و باعث رونق بازار ضرب المثل گردیدند . به همین علت نیز اولین فرهنگ ضرب المثلهای آلمانی که در قرن ١٩ میلا دی به چاپ رسید، از این امر با نوعی دهن کجی به نام “دانش کوچه و بازاری“ نام می برد. 

Florilegium Politicum ازکریستف له مان 

 

در طول قرون و اعصار گذشته، انواع و اقشام مختلف ضرب المثل های آلمانی وارد بازار گردید. فرهنگ ضرب المثل های واگنرکه در سال 1813 به چاپ رسید، همچنین فرهنگ "کورته"  و نیز فرهنگ "آیزه لاین" و فرهنگ "سیم روک" به نوغ الفبائی آن، یعنی با استفاده از حزوف الفبا برای ترتیب موارد ضرب المثل ها روی کردند.آنها گدشته از این، به چاپ و نکثیر فرهنگ های کوکی برای استفاده دانش آموزان و دانشجویان اقدئام کردند ، که گاهی در دروس اخلاق و دینی هم استفاده می شدند. 

 

تعدادی از نویسندگان نامی و نویسندگان رئالیستی آلمان از قبیل، هبل - و کلایست تئودور اشتورم  ، ،گوتهلف در آثار خود، از اصطلا حات و ضرب المثل های زیادی استفاده می کردند، که همین خود موجب رجوع خوانندگان به فرهنگ های مختلف اصطلا حات و ضرب المثلها می گردید و همین امر بعد ها باعث گردید تا رشته ای در زبان شناسی که به شناسائی ضرب المثلها و اصطلا حات می پردازد و در زبان آلمانی به آن می گویند، تأسیس گردد. “Parömiologie .

 

یکی دیگر از افرادی که باید در این باب نامیده شود، “ کارل فریدریش ویلهلم واندر

 

می باشد . وی از دانشمندان و مربیانیKarl Friedrich Wilhelm Wander”می باشد که به علت اختلا فاتی که با زمامداران دولت پروس در باب رفورم نظام آموزشی پیدا کرد، از خدمت در آموزش و پرورش اخراج گردید. وی صاحب ونویسندة “فرهنگ پنج جلدی ضرب المثل های آلمانی با عنوان می باشد، Deutsche Sprichwörterlexikon in 5 Bd.(1867-1880) که در نوع خود بی نظیر و کامل می باشد و شامل250 هزار ضرب المثل می باشد.

 

نظرات انتقادی در بارة کاربرد و استفاده از ضرب المثل در سنوات گذشته زیاد بوده Karl Friedrich Wilhelm Wanderاند . “ کارل فریدریش ویلهلم واندردر سال ١٨٧٢ در این مورد می نویسد: “ استفاده از ضرب المثل هائی از قبیل:

 

Der Klügere gibt nach.

 

آنکه عاقل تر است، کوتاه می آید

 

Man muß mit den Wolfen Heulen.

 

انسان باید با گرگ ها زوزه بکشد.

 

 

 

Was nicht zu ändern ist, ist nicht zu änder.

 

امری را که نمی شود تغییر داد، نمی شود تغییر داد.

 

 

 

 

 

کارل کراوس  نیز در مورد استفادة نابجا از ضرب المثل ها اخطار می دهد و می نویسد: استفادة نابجا از ضرب المثل هائی، مانند ضرب المثل زیر

 

Liebe deinen Nächsten, wie dich selbst. Denn jeder ist sich selbst, der Nächste.

 

یعنی : انسان باید نزدیک ترین کسانش را مثل خودش دوست داشته باشد. زیرا که نزدیک

 

ترین کس به انسان، خود انسان است. وی در این باره می گوید: اینگونه ضرب المثلها باعث به بیراهه کشانده شدن مردم می شود. به موقع هشدار داد که خوردهHerbert Jhering و نیز “ هربرت یرینگ بورژواهای نادان می توانند دراستفاده کردن از ضرب المثل به بیراهه کشانده شوند، اگر چشم ها و گوشهایشان باز نباشد . و هم او بود که در سال ١٩٣٢ موقعی که نازیسم و فاشیسم دست در دست هم با هم معاشقه می کردند و اروپا و جهان را به آتش می کشاندند، هشدار می داد که استفاده از جملا ت و ضرب المثل هائی مانند:

 

 

 

Das Hemd ist uns näher als der Rock.

 

پیراهن ما به ما نزدیک تر است، تا دامن ما.

 

 

 

Was ich nicht weiß, macht mich nicht heiß.

 

مطلبی را که من نمی دانم، برایم اهمیتی هم ندارد.

 

 

 

این گونه ضرب المثلها آب به آسیاب نازی ها و فاشیست ها ریختن است. وی در یک مقاله با عنوان “ اصطلا حات کوچک” در سال ١٩٣٢ نوشت : اصطلاحات کوچکی وجود دارند که ظاهرا و اصولا بی خطر هستند. ولی همین اصطلاحات به ظاهر کوچک و بی ارزش کوقعی خطرناک می شوند که افراد نابابی نوغی جهان بینی را در ورای آنها مشاهده می کنند و این اصطلاخات کوچک را با آن جهان بینی در هم می آمیزند.  از بررسی تاریخ اجتماعی و تاریخ ادبیات آلمان می دانیم که نازی ها نیز چنان کزدند و ضرب المثل های زیادی را نیز تحریف کردند . ضرب المثل ها مکاتب فلسفی نیستند. ضرب المثل گرچه وسعت عام یافته و در تمامی سرزمینهای یک زبان و فرهنگ گسترش می یابد، مع الوصف نمی توان پذیرفت که ضرب المثل دارای اعتباری عام باشد . بلکه فقط و فقط تجربه ای عام است . هر ضرب المثلی را باید به تنهائی مورد بررسی قرار داد. ضرب المثل ها غالباً با هم مغایرت دارند . هر ضرب المثلی مانند کودکی است که در عصر و زمانة خاصی متولد شده است. هر ضرب المثلی نیز از زاویة دید طبقه ای خاص، یا قشری معین ، یا حتی صنف بخصوصی ، یا گروه اجتماعی معینی گفته یا نوشته شده است . هر ضرب المثلی که از پس قرون و اعصار گذشته و به دست ما رسیده است، نشان می دهد که این ضرب المثل دارای خواص معینی نیز می باشد. وگرنه در پس این قرون و اعصار از بین رفته بود، همانطور که ضرب المثل هائی در گذشته بوده اند، که خاصیت آن را نداشته اند که به دست ما برسند و از بین رفته اند . مردم قطعناً امروزه، دانش و بینش خود را از ضرب المثلها دریافت نمی کنند، بلکه از ضرب المثل استفاده می کنند، تا نظر و رأی خود را تحکیم کرده و زیر آن خط تأکید بکشند.

 

 

 

در پاره ای از ضرب المثل ها، مانند:

 

Schuster, bleib bei deinen Leisten.

 

کفاش، تو کار خودت را بکن.

 

Die dümmsten Bauern haben die dicksten Kartoffeln.

 

احمق ترین کشاورزان، بزرگترین سیب زمینی ها را دارند.

 

این گوته ضرب المثل ها، مانند دو ضرب المثلی که در بالا قید شدند، با صنف خاصی در رابطه هستند (اینجا با کفاش و کشاورز) و هیچ کس نیز این ضرب المثل ها را به صنف یا طبقه و قشر دیگری ربط نمی دهد.کلا می توان گفت که حدای ضرب المثل ، خدای واقعی نیست. همینطور شیطان در ضرب المثل ها نیز شیطان نیست. پادشاه، پادشاه نیست و فقیر نیز در ضرب المثل ها فقیر واقعی نیست. بلکه این ها را می توان تصاویز زبانی، یا زبان تصویری و تمثیلی دانست.

 

 

  
نویسنده : شاپور چهارده‌چریک ; ساعت ٧:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/۱۱
تگ ها :