در باره تاریخ و ادبیات آلمان

در باره تاریخ و ادبیات آلمان

تاریخچۀ ضرب المثلهای آلمانی-4

 

مثلا ضرب المثل زیر را از لحاظ املا و انشا و محتوای آن اصلا نمی توان درک کرد:

 

Der Teufel scheißt immer auf den größten Haufen

 

شیطان همیشه جائی می ریند که گه زیادی جمع شده است.

 

یا ضرب المثل:

 

Die Arbeit ist keine Hase. Sie läuft dir nicht davon.

 

کار ، خرگوش نیست، که از دست تو فرار کند.که قطعناً منظوری را با شوخی و طنز در هم آمیخته است. نویسندگان و دانشمندان و افرادی که ضرب المثل ها را جمع آوری و تدوین می کردند، در دهه ها و سده های گذشته دانسته یا ندانسته دست به نوعی سانسور زده و تعداد قابل ملا حظه ای از ضرب المثلهای آلمانی را کنار گذاشتند . غالباً نیز به این دلیل که این ضرب المثلها قابلیت نوشتن یا جمع آوری شدن را نداشته اند .وشتر Wächter  مثلاً در سال ١٨٨٣ تعدادی از ضرب المثل های آلمانی را به دلیل اینکه آنها کفر آمیز بودند یا قابل نگارش نبودند، از رده خارج کرد و آنها را بدست فراموشی سپرد. در فرهنگ کورته Körte که از سال ١٨٣٧ تا کنون بارها جدید چاپ شده بود، به ضرب المثل هائی اشاره می کند، که از لحاظ زبانی سالم نبوده “ و باعث گمراهی فرزندان بشر! می گشتند.

 

در سطور بالا از ،فرهنگ نویس معروفی مانند “ واندر K.F.W. Wander 

 

نام بردیم و فرهنگ پنج جلدی اش را معرفی کردیم) ،وی  در بارة شیوة نوشتن پاره ای از ضرب المثل ها انتقاد خود را به روی کاغذ آورده و می نویسد:

 

" در پاره ای از فرهنگ ها ، آنجائی که از کلمات رشت و رکیک استفاده می شده است، به گداشتن چند نقطه (...) اکتفا می کردند . گوئی که رعایت اخلاق در نوشتن همین چند نقطه خلاصه می شود. کار بغضی از نویسندگان نیز چنات مضخک شده که هنگام نوشتن بعضی اصطلاحات و واژگان ، به نوشتن اولین حرف آن واژه و گداشتن چند نقطه بعد از آن اکتفا می کنند .

 

"بیندر" یکی دیگر از فرهنگ نویسان ، حتی موثع نوشتن کلمه شیطان یا Teufel ، فقط به نوشتن حرف اول آن اکتفا می کردند و بعد از آن چند تا نقطه می گذاشتند ،   این یعنی چه؟ این شیطان ناقص با ما چه کار می تواند بکند؟ 

 

نمونه هاوی از ضرب المثل های آلمانی:

 

Wer anderen eine Grube gräbt, fällt selbst hinein.

 

چاه کن، حود همیشه ته چاه است.

 

Wo Aas ist, da sind Fliegen.

 

جائی که مردار باشد، مگس هم هست.

 

Geduld baut, Ungeduld bricht ab.

 

صبر و حوصله سازنده است ، بی صبری و کم طاقتی ویران کننده.

 

Wenn´s Unglück sein soll, kann man sich den Finger in der Nase abbrechen.

 

اگر خوش شانس نباشی، انگشتت در درون دماغت هم می شکند.

 

Ohne Aber ist nichts in der Welt.

 

در این جهان هیچ چیز بدون اما و اگر نیست.

 

Wäre nicht das Aber, jedes Pferd hätte seinen Haber.

 

اگر همین اما و اگر وجود نداشت، هر اسبی صاحب خودش را داشت.

 

Liebe und Verstand gehen selten Hand in Hand.

 

عشق و خرد بندرت دست در دست هم می گذارند

 

Für den Fleißigen hat die Woche sieben Heute, für den Faulen sieben Morgen

 

هر هفته، برای یک آدم زرنگ هفت تا امروز دارد ، ولی برای یک آدم تنبل هفت تا فردا.

 

Ein alter Irrtum hat mehr Freunde als eine neue Wahrheit.

 

یک اشتباه تاریخی دوستداران بیشتری دارد تا یک حقیقت جدید.

 

An drei Dingen erkennt man den Weisen:

 

1- Schweigen, wenn Narren reden;

 

2- denken; wenn andere glauben;

 

3- handeln; wenn Faule träumen

 

در سه چیز می توان خردمندان را تشخیص داد::

 

1- سکوت ، موقعی که ابلهان سخن می گویند،

 

2- اندیشه، موقعی که دیگران خیال می کنند،

 

3- عمل ، موقعی که تن پروران در خوابند.

 

 

 

 

 

  
نویسنده : شاپور چهارده‌چریک ; ساعت ٧:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/۱۱
تگ ها :