در باره تاریخ و ادبیات آلمان

در باره تاریخ و ادبیات آلمان

ادبیات نوین آلمان و نویسندگان جوان آلمانی


ادبیات نوین آلمان و نویسندگان جوان آلمانی- Benjamin von Stuckrad-Bar

مترجم: شاپور چهارده چریک

مدتهاست که در آلمان و کشورهای آلمانی زبان سخن از "ادبیات نوین آلمانی"  و "نویسندگان جوان آلمانی" است. یکی از همین نویسندگان جوان در مصاحبه ای گفته بود: "در آلمان نه تنها ادبیات نوین خلق می شود، بلکه این ادبیات خوانندگان بسیاری نیز دارد".  این نوع ادبیات ، ادبیاتی نیست که بتوان آن را "غذای ساده" نامید، (یا آنطور که این نویسنده آنرا بیان کرده : ادبیات برای زنان خانه دار – که من از این اصطلاح دوری می جویم. – مترجم- "  ولی ادبیات از نوع کلاسیک هم نیست.  بلکه این نوع ادبیات، ادبیات جوانان است. برای جوانان. شاید یکی از علل معروفیت آن، این باشد که "ادبیات نوین آلمان" نبض زمانه را جسته و یافته و در دست دارد. ولی قضاوت نهائی در باره ی این "ادبیات نوین" و "نویسندگان جوان" آن را باید به دست زمان سپرد. یکی از خصلت های "ادبیات"  یا "آثار ادبی" این است که این آثار به دست نسل های آینده برسد و همچنان مطرح باشد. فقط موقعی که گرد زمان بر موهای سیاه این ادبیات بنشیند و نسلهای آینده این آثار ادبی را بخوانند در باره ی این آثار به بحث و تبادل نظر بنشینند؛ می توان گفت که اثری "ادبی" خلق شده است. در مورد ادبیات نوین آلمان هنوز نمی توان نظری نهائی و قطعی داد. ما فعلاٌ می توانیم فقط این نویسندگان جوان و آثارشان را معرفی کنیم.
در مورد نویسندگان جوان آلمان باید گفت که این نویسندگان با وجود صغر سن؛ حرفی برای گفتن دارند و ظاهراً حرفشان نیز شنونده و خواننده ی خود را می یابد. این حرف یک ادعا نیست؛ زیرا که آمار فروش کتب این نویسندگان ؛ ما را مجبور به پذیرش این سخن می کند.  به ندرت در آلمان این مقدار کتاب از نویسندگان جوان به فروش رسیده است؛ که در این سالها شاهد آن بوده ایم.
در رأس نویسندگان جوان آلمان در ده سال گذشته باید از  "بنیامین فون اشتوکراد-باره "
 Benjamin von Stuckrad-Barre نام برد.

بنیامین فون اشتوکراد-باره "  Benjamin von Stuckrad-Barre


زندگی نامه :  "بنیامین فون اشتوکراد-باره "  Benjamin von Stuckrad-Barre  در سال 1975 میلادی در یک خانواده ی مذهبی در حومه ی شهر برمن Bremen   در شهرکی به نام روتنبورگ/ وومه Rotenburg (Wümme)  زاده شد. پدرش کشیش بود. وی فرزند چهارم خانواده است.  بنیامین فون اشتوکراد-باره Benjamin von Stuckrad-Barre کار نویسندگی را در هجده سالگی یعنی از سال 1993 شروع کرد. وی در سال 1994 در شهر گوتینگن Göttingen در دبیرستان "ماکس پلانک  Max-Planck"  موفق به دریافت دیپلم شد. بنیامین فون اشتوکراد-باره  بعد از دریافت دیپلم به هامبورگ رفت تا در دانشگاه این شهر در رشته ادبیات آلمان Germanistik به تحصیل بپردازد. ولی بعد از مدت کوتاهی ترک تحصیل کرده و به مشاغل گوناگونی می پردازد. بعد از اینکه وی دوره کوتاهی به عنوان کارآموز در موسسات مختلفی کار کرد؛ از قبیل رادیو شمال آلمان NDR و روزنامه TAZ ؛ مدتی نیز در روزنامه   رولینگ استون Rolling Stone به عنوان سردبیر مشغول به کار شد. در تلویزیون نیز برای شومن های آلمانی متن می نوشت. در همین مدت نیز به عنوان نویسنده آزاد در روزنامه های معروف آلمان از قبیل "فرانکفورتر آلگماینه تسایتونگ FAZ " دی تاگس تسایتونگ TAZ " یا "اشترن  Stern و نشریات دیگر مشغول کار بود.
اسم بنیامین فون اشتوکراد-باره "  Benjamin von Stuckrad-Barre در حقیقت از سال 1998 میلادی و بعد از نگارش اولین رمانش ؛ یعنی Soloalbum (آلبوم تنها) در مجامع ادبی بر سر زبانها افتاد. از روی  این رمان در سال 2003 نیزفیلمی ساخته شد.  موفقیتی که کتابها و سایر نگارشهای  بنیامین فون اشتوکراد-باره Benjamin von Stuckrad-Barre داشتند؛  سبب شدند تا وی به عنوان معروفترین و محبوبترین نویسنده نسل جوان آلمان در دهه 90 گردد.  عوامل دیگری که باعث شدند تا شهرت وی گسترش یابد ؛ یکی همکاری با موزیسینی به نام  "کریستوف شلینگن ریف Christoph Schlingensief بود؛ که در کانال تلویزیونی MTV  برنامه ای  ادبی با عنوان " Lesezirkel " عرضه کردند .
بعد از اینکه معلوم شد که وی سالیان دراز به مصرف مواد مخدر اعتیاد داشته است؛ از محبوبیتش در آلمان کاسته شد. وی در نشریات عنوان کرد که کار زیاد و خستگی مفرط دلایل روی آوردن وی به مواد مخدر بوده است. ولی این توضیحات در بین مردم بیشتر به بهانه ای شبیه بودند تا دلایل اصلی و حقیقی اعتیاد وی.
در سال 2003 "هرلینده کولبل Herlinde Koelbl" یکی از فیلمسازان آلمانی فلیم مستندی می سازئ با عنوان "شهرت و شهوت Ruhm und Rausch "  ؛ که در این فیلم وی زندگی و زجری که "بنیامین فون اشتوکراد-باره Benjamin von Stuckrad-Barre" از مواد مخدر می برده را برای تماشاچیان نمایان می سازد.  در این فیلم ما با نویسنده جوان و معروف آلمانی مواجهه نمی شویم؛ بلکه با یک نفر روبرو می شویم که زندگیش را یاخته و در آپارتمانش در درون کثافت و نکبت زندگی می کند . به شدت مأیوس و نومید است و به شدت نیز می کوشد تا دیو اعتیاد را مهار کرده و با درد و رنج آن بسازد.
بنیامین فون اشتوکراد-باره Benjamin von Stuckrad-Barre    به "هرلینده کولبل Herlinde Koelbl" سازنده فلیم اجازه داده بود تا از وی و از درد و رنج روحی و جسمی اش در هنگام ترک اعتیاد فیلم برداری کند و تمام جزئیات این قسمت نکبت بار زندگی اش را زنده نگه دارد. این فیلم ساز مجاز بوده است تا از خصوصی ترین  لحطات زندگی نویسنده فیلمبرداری کند.
بنیامین فون اشتوکراد-باره Benjamin von Stuckrad-Barre بعدها به کلن و زوریخ می رود(2002) و سپس به فوسن  Füssen و قرانکفورت  می آید (2005). 
در زوریخ (سوئیس) برای تلویزیون سوئیس برنامه ای می سازد با عنوان "اشتوکراد در نزد سوئیسی ها"  Schweizern Stuckrad bei den  که هجو و طنز درونمایه اصلی آن بود.
وی از تاریخ 25 آپریل 2006 در رادیو محلی هسن برنامه ای برای جوانان اجرا می کند. هدف از اجرای این برنامه طیق اظهارات وی " ایجاد یک فرهنگنامه" است که در آن وقایع و افراد و اتفاقات "واقعا مهم" به ثبت می رسند.

 

 

آثار: آثار "بنیامین فون اشتوکراد-باره "    عبارتند از:

سال انتشار عنوان کتاب ترجمه عنوان
1998 Soloalbum
آلبوم تنها
1999 Remix 1 رمیکس 1
1999  Livealbum آلبوم رنده
2000  Blackbox
جعبه سیاه
2002 Deutsches Theater تئاتر آلمانی
2001 Transkript آوانگاری
2004  Remix 2 رمیکس 2
2005 Was wir wissen ما چه می دانیم

عنوان اغلب کتابهای "بنیامین فون اشتوکراد-باره " به نوعی با موسیقی در رابطه هستند. علت آن نیز این است که وی مدتی به عنوان خبرنگار موسیقی کار کرده است و در تلویزیون نیز برنامه های مختلفی در رابزه با موزیک اجرا کرده است. مانند:  Soloalbum یا آلبوم تنها که معمولاٌ موریسین هائی که از گروهشان جدا شده اند و خود به تنهائی اقدام به ضبط و پخش موزیک می کنند ، از این عنوان استفاده می کنند. یا Remix رمیکس که به رده ای از موسیقی اطلاق می شود که در آن اقدام به بازخوانی یا بازنوازی موسیقی دیگران می شود که با موریک اصلی تفاوتهائی داشته باشد. همینگونه است نیز عنوان Livealbum یا آلبوم زنده. به همین علل نیز به این نویسنده لقب " نویسنده پاپ" که منظور از پاپ نیز موسیقی پاپ می باشد، داده شده است.
عناوین دیگری که به وی داده اند: ستون نویس، مجری برنامه های تلویزیونی، نثرنویس موریسین، و عناوینی از این قبیل.

رمان "آلبوم تنها" اولین اثر "بنیامین فون اشتوکراد-باره" می باشد. وی که در سن 23 سالگی این رمان را نوشته است؛ از طرف مطبوعات آلمان لقب های مختلفی دریافت داشته است؛ از قبیل : نویسنده جوان ؛ جوان مستعد؛ با کفایت و ...  رمان که به صورت اول فرد مفرد (من) نوشته شده است؛ داستان رندگی یک جوان را بررسی می کند. قهرمان داستان که دوست دخترش وی را ترک کرده ،به جهانی پناه می برد، که در این جهان فقط نظر و عقیده شخص خودش مطرح است.  نویسنده ، خوانندگانش را به جهان جشن ها و پارتی ها می برد، به جهانی که در آن گفتگوها و مکالمات ظاهری و گاهی تمسخرآمیز است.  نوشیدن آبجو و گوش کردن به موریک پاپ انگلیسی زمینه اصلی این نوع پارتی هاست. قهرمان داستان عکس های عریان و نیمه عریان زنان و دخترانی را که در معروفترین روزنامه آلمانی (بیلد تسایتونگ) منتشر می شوند، دوست دارد. از دانشجویان نفرت دارد. یکی از دوست دخترهای قبلی اش سکسی و کمی احمق است.  دیگری بسیار زیباست. سومی با وجودیکه دانشجوست، فقط با وی چند بار همبستر شده است و بی نهایت زشت است ولی به نوعی سکسی نیز می باشد.

خوشبختانه "بنیامین فون اشتوکراد-باره" مانند قهرمان رمانش نیست. وی که برای "هارااد اشمیت" یکی از شومن های آلمانی جک های جدید می سازد و برای این منظور تمام مجلات مهم و غیر مهم آلمانی را ورق می زند، در این باره می گوید: این کار من هم به نوعی مانند کار رفتگران و جاروکار ها می باشد.
"بنیامین فون اشتوکراد-باره" خوشحال است که دیگر مجبور نیست به عنوان خبرنگار موسیقی کار کند. در جواب "چرا" ؟ می گوید: خبرنگاران مجبورند که برای هر سوالی یک جواب حاضر داشته باشند. و این وحشتناک است.
تجربیاتی که وی در هامبورگ ، هنگامی که در مجله "رولینگ استون" کار می کرد،  جمع آوری کرده، همگی در این رمان به نوعی کاربرد داشته اند. یا به عنوان طنز و یا به عنوان جبر و خباثت در شغل موریک.
عده ای می گویند که جک ها و لطیفه هائی که "هارالد اشمیت" در شوی تلویزیونی خود در باره مردم لهستان بر زبان می آورد، همه ساخته و پرداخته این نویسنده جوان می باشد و به همین علت وی را  (هارالد اشمیت را) متهم به نژادپرستی کرده اند.
یکی دیگر از فعالیت های وی نقدهای تلویزیونی است. در همین رابطه نیز وی گفته ها و نوشته های زیادی از بزرگان علم و ادب و جامعه جمع آوری کرده و در کتبش از آنها استفاده می کند و می گوید که این "کلمات قصار" برای خوانندگانش بسیار مهم می باشند و ارزش خاصی دارند. ولی برای خود این شخصیت ها ، این کلمات همیشه جالب نیستند. 
از لحاط سبک ادبی، رمان "آلبوم تنها" را می توان میان "High Fidelity"  اثر  Nick Hornby (نیک هورنبی)  و "فازر لاند "Faserland اثر "کریستیان کراخت Christian Kracht " جای داد.
وی معتقد است که جریانات و اتفاقاتی که در این رمان رخ می دهند ربطی به زندگی خصوصی من ندارند.


کتاب دیگر"بنیامین فون اشتوکراد-باره" کتابی است 300 صفحه ای با عنوان "تئاتر آلمانی". جلد کتاب به نقاشی کودکان کودکستان شباهت دارد، که با عجله و شتاب چیزی روی کاغذ نوشته یا به قول خودشان نقاشی کرده اند. محنوای کتاب، چهل متن را در بر می گیرد، که پاره ای از آنها در مجلات و روزنامه های معتبر آلمانی از قبیل: فرانکفورتر آلگماینه تسایتونگ FAZ ، اشترن Stern ، ولت ام زونتاگ Welt am Sonntag، نیز به چاپ رسیده اند و تصاویر بسیاری که خود نویسنده به وسیله دوربین دیجیتال عکسبرداری کرده است ، که از خود نویسنده متاٌسفانه  عکسی در میان این تصاویر دیده نمی شود.
محتوای کتاب در رابطه با کشور آلمان و مبارزات انتخاباتی در آلمان ، مجمع عمومی سهامداران شرکتها، مسابقات اتومبیل سواری   Formel 1 ، و همچنین دررابطه با موسیقیدانان و مآموران مبارزه با مواد مخدر است. اغلب منتقدین در نوشته های خود تاکید کرده اند که مختوای این کتاب نیز با زندگی خصوصی نویسنده ارتباطی ندارد. ولی نگاهی گذرا به عناوین کتاب، خواننده را قانع خواهد کرد، که اگر محتوای کتاب به زندگی خصوصی نویسنده ربطی نداشته باشد، ولی شاید با زندگی اطرافیان و دوستانش در رابطه باشد. زیرا که  "بنیامین فون اشتوکراد-باره"  شخصا هم با موزیک و هم با مواد مخدر (کوکائین) ارتباط تنگاتنگ داشته و نگارش کتابی در این مورد نمی تواند اتفاقی باشد.
این کتاب، کتابی است که  در حین سفر نوشته شده است. "بنیامین فون اشتوکراد-باره" هنگام نوشتن این کتاب، به مساقرتی طولانی در آلمان دست زد، که از شمال به جنوب و از شرق به غرب آلمان رسید و دستآورد آن نیز همین کتاب است. وی گاهی در جزایر شمالی آلمان بود، و گاهی در برلین، گاه در شهر"براونشوایگBraunschweig" از نحوه نوشتن روزنامه دانش آموران دیدن می کرد. اغلب اوقات نیز همینطور بدون هدف در آلمان از شهری به شهر دیگر می رفت. وی در هنگام سفر با مردم به یحث و گقتگو می پرداخت و چشم و گوشش را باز می کرد تا از مشکلات و نارسائی ها ی مردم باخبر شود. و در همین رفت و آمد ها و گفتگوها نیز عکسبرداری می کرد.
پاره ای از منتقدین ادبی عقیده دارند که این کتاب از لحاظ محتوا، بهترین کتاب "بنیامین فون اشتوکراد-باره" است که تا کنون چاپ و منتشر شده است. و ضمنا از اغلب کتبی که در سالیان اخیر منتشر شده اند نیز بهتر بوده و حرفی برای گفتن داشته است. متن کتاب به زبانی ساده ولی زیبا نوشته شده است. ولی این کتاب و محتوای آن با "ادبیات" اصلا کاری ندارد. کتاب "تئاتر آلمانی" اثر "بنیامین فون اشتوکراد-باره" ، کتابی است ژورنالیستی و در حفیفت مجموعه ای است از رپورتاژهای خبرنگاری. این موضوع را هم همیشه باید مد نظر داشت، که "بنیامین فون اشتوکراد-باره" در حقیقت و در اصل "رپورتر" یا حبرنگار است. (زجوع کنید به زندگینامه وی در بدو این بحث).
اینکه من نوشتم، کار "بنیامین فون اشتوکراد-باره" و خصوصا کتاب "تئاتر آلمانی" وی کاری است "ژورنالیستی" و نه "ادبی" ، به این لحاظ است که اولا "ژورنالیست ها" یا خبرنگاران" به ندرت ذر پی خلق آثار ادبی هستند و دوماٌ همانطور که از واژه "خبرنگار " بر می آید، کار خبرنگار، نگارش خبر است. سوماٌ طول عمر یک اثر "ژورنالیستی" یا خبرنگاری ، معمولاٌ یکی دو روز بیش نیست، در صورتی که طول عمر آثار ادبی قاعدتاٌ ار دهه ها تا سده ها و گاه به هزاره ها می رسد. (مقایسه کنید با آثار ادبی و کلاسیک جهان) .
ولی با وجود این ، کتاب "تئاتر آلمانی" ، کتابی است که با دیدی تیز و باز نوشته شده است، همانطور که از یک 
"خبرنگار " مسئول انتظار می رود. نحوه جمله بندی ها و فورموله کردن اقکار به غایت دقیق و منظم، غالباٌ نوشته ها و تصاویر چنان دقیق هستند که نیازی به تفسیر وجود ندارد . انسانها و موقعیت ها خود به سخن می آیند. و چنین کاری از هر کسی ساخته نیست. 
مثلاٌ در این کتاب نوشته ای وجود دارد در باره "هلموت کاراسک Helmut Karasek" یکی از نویسندگان و منتقدین ادبی آلمان. "بنیامین فون اشتوکراد-باره" این منتقد ادبی را در خانه وی ملاقات می کند. حتی وی را تا محل اجرای یک برنامه ادبی در تلویزیون آلمان نیز همراهی کرده و تا آخر برنامه نیز آنجا می ماند. تا جائی که در پایان برنامه به نوشیدن شراب می پردازند. حتی جریان ریختن شراب "هلموت کاراسک Helmut Karasek" بر روی کتابچه ای نفیس را هم در کتابش به تصویر می کشد و حرفی که "هلموت کاراسک Helmut Karasek " بعد از این عمل شرم آور انجام داده را نیز می نویسد ، که با لکنت زبان مستانه می گوید: "ببینید، دیگر چیزی دیده نمی شود" .

این کتاب، کتاب پنجم "بنیامین فون اشتوکراد-باره" می باشد. در این کتاب وی میدان را از منتقدینش گرفته و به آنها مجال خودنمائی نمی دهد. زیراکه وی این بار (اقلاٌ آنچه مربوط به کتبش می باشد) از دفعات قبل بهتر و کاملتر و رساتر عمل کرده است.  اینکه "بنیامین فون اشتوکراد-باره" می تواند بنویسد، شکس نیست. (به مقالاتش در روزنامه رولینگ استون در هامبورگ و کتابهایش مراجعه کنید). این مقالات نشاندهنده ایده ها و اقکار  وی می باشند. ولی پاره ای از منتقدین وی نظریات خود را اینگونه بیان می کنند: چه می گوئی؟ اگر "بنیامین فون اشتوکراد-باره"نویسنده است، پس من هم نویسنده ام. فقط معروفیت وی را ندارم. در اینگونه اظهار نظر ها غالباٌ حسادت و بدخواهی  نیز نقشی بازی می کنند و دائماٌ این سوال را پیش می کشند که ایا اینگونه کتب اصلاٌ با "ادبیات" در رابطه هستند؟
کتاب "تئاتر آلمانی" به هدف خود رسید. منظور "بنیامین فون اشتوکراد-باره" از نوشتن این کتاب به تصویر کشیدن جامعه آلمان بوده است به همین علت هم وی عنوان کتابش را "تئاتر آلمانی" انتخاب کرده است. انسانها، موقعیت ها، اقکار، اعمال، ظاهر و باطن، جلوه، صورتگری، نمایش و .... همه و همه در این کتاب به تصویر کشیده می شوند.
نویسنده که از شمال تا جنوب، ار شرق تا غرب آلمان سفر می کند و همه چیز زا می بیند و با مردم به گفتگو می نشیند، و بدین ترتیب کتابی می نویسد که نمایانگر واقعیات جامعه کنونی آلمان است. جام جهان نماست. آئینه ای است تمام و کمال از مردمی که در این جامعه زندگی می کنند.
"کورت توخولسکی  Kurt Tucholsky"  به اتفاق عکاسی به نام "جان هرتفیلد John Heartfield" در سال 1929 نیز چنین کاری را انجام دادند. "کورت توخولسکی  Kurt Tucholsky"  نوشته هایش را مقدم بر کشوری می دانست که در آن زندگی می کرد و آن را دوست داشت ، ولی از آن نفرت هم داشت. وی نوشته هایش را با تصاویری که  "جان هرتفیلد John Heartfield" عکسبرداری کرده بود، در هم ادغام کرده و کتابی خلق کرد با عنوان:  "Deutschland، Deutschland über alles". ، آلمان ، آلمان ، والاتر از هر چیز.". وقتی که کتاب
"کورت توخولسکی  Kurt Tucholsky"  چاپ شد، وی 39 سال داشت و این کتاب یکی از آخرین آثار وی بود و
"کورت توخولسکی  Kurt Tucholsky"به اواخر دوران شهرتش رسیده بود. 

همین امر، یعنی نگارش کتاب "تئاتر آلمانی"   و مقایسه آن با  کتاب"کورت توخولسکی  Kurt Tucholsky" سبب شد که عده ای به "بنیامین فون اشتوکراد-باره Benjamin von Stuckrad-Barre  " عنوان جدیدی بر سایر القابش اضافه کنند: "بنیامین فون اشتوکراد- توخولسکی Tucholsky Benjamin von Stuckrad- ".

مقایسه این دو نویسنده به مرز جنون و دیوانگی نزدیکتر است تا به مرز کتاب و ادبیات. ولی بگذارید یک بار این کار را انجام دهیم: هر دوی این نویسندگان، ظرفداران و مخافین زیادی دارند. یعنی یا باید آنها را دوست داشت، یا از آنها دوری جست. مسانه ای وجود ندارد. هر دو ایجاد قطب می کنند. اینکه "بنیامین فون اشتوکراد-باره Benjamin von Stuckrad-Barre  " نیز مانند  "کورت توخولسکی  Kurt Tucholsky" می تواند نتیجه مشاهداتش را بر روی کاغذ بیاورد و آنها را فورموله کند، شکی نیست. هر دوی این نویسندگان می توانند با تعداد اندکی کلمه، موقعیت هائی را تشریح کنند، که دیگران برای همین کار به خورجینی از واژگان قانع نیستند.  ولی با همه این ها،
"بنیامین فون اشتوکراد-باره Benjamin von Stuckrad-Barre" را نمی توان با "کورت توخولسکی
  Kurt Tucholsky" مقایسه کرد. زیراکه "بنیامین فون اشتوکراد-باره Benjamin von Stuckrad-Barre
 شفافیت، اصلیت، نفوذ کلمه و نحوه نگارش "کورت توخولسکی  Kurt Tucholsky را دارا نیست. پس مقایسه این دو ، همانطور که در سطور بالا نوشتم: به مرز جنون و دیوانگی نزدیکتر است تا به مرز کتاب و ادبیات.

 

نظر مطبوعات در باره رمان و فیلم "آلبوم تنها"
:
Tagesspiegel vom 11.08.2002
در رمان Soloalbum اثر "بنیامین فون اشتوکراد-باره" قهرمان داستان که دوست دخترش وی را ترک کرده، به وسیله فاکس از این جداوی مطلع می گردد. در فیلمی که از روی این رمان ساخته شد، از قاکس دیگر خبری نیست و SMS این مهم را عهده دار می شود.


TAZ vom 26.03.2003
فیلمی که از روی رمان Soloalbum اثر "بنیامین فون اشتوکراد-باره" ساخته شده است ، در حول زندگی جوانی می چرخد که با دوست دخترش خوب رفتار نمی کند، روی قرارملاقاتی که با دوست دخترش دارد ظاهر نمی شود، به جشن تولد وی نیز نمی رود، با وجودی که دوست دختر دارد، ولی با زنان دیگر نیز روابطی برقرار می کند. هنگامی که دوست دخترش وی را ترک می کند، در می یابد که چقدر به دوست دخترش نیاز دارد و تا چه اندازه به وی وابسته است.  وی بعد از اینکه از طرف دوست دخترش ترک می شود، نخست سعی می کند که با این جدائی بسازد و نهایتاٌ اینکه سعی مجدد می کند تا دل دوست دختر (سابقش) را دوباره به دست آورد. این فیلم گاهی بسیار سخت و شدید و
گاهی بسیار روان و سلیس می شود.


ZEIT vom 27.03.2003
واقعیت در این فیلم حتی به صورت کاریکاتور هم ظهور نمی کند: دفتر مجله ای که در این فیلم نشان داده می شود و در آن گویا مجله ای در باره موزیک ساخته و پرداخته می شود، بزرگتر از دفاتر واشنگتن پست است. این دفتر مطبوعاتی چنان بزرگ نشان داده می شود که تمامی نشریات موسیقی . هنر و گرافیتی در کشورهای آلمانی زبان در آن جا می گیرند. 


Berliner Zeitung vom 27.03.2003
بن قهرمان داستان، ظاهراٌ به همه چیز کار دارد، الا به رابطه اش با دوست دخترش. هنگامی که "کاتارینا" دوست دختر بن، در رستورانی نشسته و منتظر اوست، او نیز در یک پارتی به جوک های احمقانه ازاطرافیانش گوش می دهد. علت رفتن به ذستوران جشن تولد دوسن دخترش می باشد. با وجودی که کاتارینا تلفن همراه دارد، ولی بن به او زنگ نمی زند. خوشیختی بن با یک SMS به پایان می رسد و زمان رنج کشیدن وی شروع می شود.  رمانی که 
"بنیامین فون اشتوکراد-باره" به آن عنوان " آلبوم تنها" را داده است.

 

Welt vom 27.03.2003
 (آلبوم تنها) از زمانی صحبت می کند که در آن زندگی ساده و آسان و آینده زیبا بود. جوانان در این رمانه نیازی نداشتند که به غم و غصه بپردازند. فقط کافی بود که به خطوط و نوارهای لباس ورزش شان وبه  یخ درون لیوان مشروبشان بیندیشند.  برای جوانهای آن دوران همه چیز رو براه بود. پول کافی و شغل مناسب، مثل ریگ در کنار ساحل ، همه جا یافت می شد.     


http://www.literaturkritik.de/buch/buchh/neu/themen/jungeLit/index.php
by kultur-wissenschaft.de und Britta Brockmueller، Ina Bubik، Nina Massek

http://www.stuckradbarre.de/

  

جعبه سیاه Blackbox
http://www.hainholz.de/wortlaut/stuckra1.htm

یکی از دوستانم کتاب " جعبه سیاه Blackbox " اثر "بنیامین فون اشتوکراد-باره Benjamin von Stuckrad-Barre" را روی میز تحریر من دید و گفت: آه، کتاب جدید "بنیامین فون اشتوکراد-باره Benjamin von Stuckrad-Barre" است. جالب است. کتاب را می گویم. این بار رنگش سیاه است. شاید آقای نویسنده این مرتبه نیهیلیست شده است. شاید هم رنگ سیاه ، علامت آن باشد که نویسنده یا کتاب دارند از بین میروند. بگذارید خدمتی به آقای "بنیامین فون اشتوکراد-باره Benjamin von Stuckrad-Barre" کرده و از نظرسطحی  جالب بمانیم. البته، یکی از خواص "غذای ماکدونالدی" این است که آدم زود گرسنه می شود. . اگر مرتب از این نوع غذا مصرف کنیم، اسهال می گیریم.  بدینگونه است اثر جدید "بنیامین فون اشتوکراد-باره Benjamin von Stuckrad-Barre" . هیچ چیزی از آن در بدن نمی مانند، مانند کسی که اسهال گرفته باشد، همه اش از بدن دفع می گردد. آثار این نویسنده نمی توانند دارای محتوا باشند. همانند "بیگ مک BigMäc  " (نوعی غذای ماک دونالدی). اگر کسی به این نوع خوراکی عادت نداشته باشد، حتماٌ استفراغ خواهد کرد.   
استعفای "بنیامین فون اشتوکراد-باره Benjamin von Stuckrad-Barre از روزنامه Frankfurter Allgemeinen Zeitung (فرانکفورتر آلگماینه تسایتونگ) را نیز باید چنین توضیح داد که بی مایگی را نمی توان تا ابد پنهان نگه داشت. "بنیامین فون اشتوکراد-باره کورمال کورمال به راهش ادامه می دهد، ولی گویا در میان این همه رنگ های مختلف، وی فقط سیاه و سفید را تشخیص می دهد. سوپ بدمزه ای که وی پخته، و در آن داوماٌ دم از من و منم می زند، من .... کردم، من .... کردم ، آخ .....
برای نوجوانانی که دوره بلوغ را می گذرانند، شاید این گونه کتب مفید باشند. ولی افرادی که این دوره را پشت سر گذاشته اند، فایده ای در این گونه کتابها نمی بینند. برای "بنیامین فون اشتوکراد-باره" که در سال 1975 میلادی متولد شده است، باید یواش یواش این سوال مطرح گردد که   آیا وی خیال ندارد دوران کودکی و نوجوانی را پشت سر بگذارد و بزرگ شود و به عنوان نویسنده در مجله " براوو BRAVO" (مجله ای برای نوجوانان – مترجم) کار کند. به نظر من ،از منظر ادبی، آقای "بنیامین فون اشتوکراد-باره" کار خطرناکی انجام می دهد که در نوشته هایش منم می زند و هر کسی را که جوان، قوی و زیبا نیست، محکوم می کند و این "ضعف ها" را به عنوان جزئی از زندگی مظرح می کند.
"استتیک" یا زیبائی شناسی  جزئی از ادبیات امروز به شمار می رود. نویسندگانی مانند "برت استون الیس Bret Easton Ellis " به امکانات هنری و خطرات  این امور آگاهند و آگاهانه از این موارد در ادبیات پوپولار برای یافتن هویت استفاده می کنند.
  "بنیامین فون اشتوکراد-باره" همه چیز را در هم می آمیزد و آنچه اصلاٌ ربطی به هم ندارد را در کنار هم قرار می دهد و بدین ترتیب مردم را "تحریک" می کند. این روش البته روش جدیدی نیست ، گذشته از این توقعات آقای   
"بنیامین فون اشتوکراد-باره" نیز بسیار زیاد و بالاست: او خود نوشته هایش را داستان، قصه، حکایت، شعر و درام  می نامد. ولی هر چه هست، این آثار بسیار سطحی هستند. طور دیگری نیز نمی تواند باشد.

"جعبه سیاه Blackbox " که جعبه ایست که در هواپیماها تعبیه می شود و به علت رنگ سیاهش به این نام معروف شده و عنوان کتاب دیگری از این نویسنده می باشد، سازنده نیست. فهرست این کتاب بیشتر به صفحه اول کامپیوتر شبیه است که در آن ارقام و فایل هائی پشت سر هم از جلو چشم کاربران می گذرد. و آنجائی که وی مانند یک مسلسل نتواند حرفش را یزند، عوامل دستور زبانش هم در هم می آمیزد و جملاتش بی معنی می شوند.
صابون آقای "بنیامین فون اشتوکراد-باره" به تن همه مالیده می شود و هر کسی قاچی از هندوانه وی کسب می کند: نشریات، دانشجویان، دانش آموزان، آموزگاران.
همین امر، یعنی نوشتن در مورد مسایل روز، باعث شده تا وی معروف گردد. هر کسی از خودش مطلبی در این کتاب می خواند، یا همسایه اش را در آن می بیند. 
طول عمر چنین مطالبی نیز معلوم است. به محض اینکه اینگونه آثار چاپ شوند، تاریخ مصرفشان گذشته است.
 مطلبی که با نوعی "اخلاق" شروع شده، به زودی خسته کننده و کشنده می شود.
چنین مطالبی اگر در صفحات ادبی روزنامه ها نوشته شوند، شاید جالب باشند، ولی اگر همین مطالب را در کتابی بنویسند، به علت حجم کتاب و تعداد صفحات آن، دیگر آمورنده و جالب نخواهد بود، بلکه خسته کننده و کشنده می شوند. نوشتن مطالب طنز و هجو ادبی کار این نویسنده نیست، بلکه نگارش جوک برای پارتی های آبجوخوری به قلم این "نویسنده ی بعد از این"  نزدیک تراست.
در پایان باید گفت که   "شخصیت های داستانهای "بنیامین فون اشتوکراد-باره" همیشه دور خودش می چرخند. "خودمحوری و خود را در محور و میدان همه چیز دیدن" محور کارهای این نویسنده است. و همیشه در اذهان مهره های رمانهایش نفوذ کرده و بدین ترتیب این حکایات را کسل و خسته کننده می کند.
همانگونه که مناظر اطراف به هنگام عبور با اتومبیل ، از جلو پنجره می گذرند، مطالب این کتاب نیز با همان سرعت از اذهان خوانندگان می گریزد.
زیگموند فروید می گوید: هر کودکی مراحل چندی را طی می کند تا "انسان" شود. در میان این مراحل، مرحله ایست که آن را "نارسیسم Narzissmus "  گویند، و این مرحله ، از مراحل مهم توسعه و رشد کودکان است.
نارسیست پسرک جوانی است که عاشق و شیدای تصویر خویش در آینه است و از آنجائی که وی نمی تواند تصویر خویش در آینه را به چنگ آورد و به آن دست یابد، شک و تردید وی در مورد دستیابی به "هویت" خویش افزون شده و این حکایت در حقیقت  اسطوره ایست در مورد یافتن هویت که نتیجاتاٌ بدون موفقیت می ماند.  
  "بنیامین فون اشتوکراد-باره" باید هنوز از نویسندگانی مانند "برت استون الیس Bret Easton Ellis " و کارگردانانی مانند "کونتین Quentin" یا "تارسم سینگ Tarsem Singh  درس ها بیاموزد.

در باره : "بنیامین فون اشتوکراد-باره Benjamin von Stuckrad-Barre"
آیا شما نویسنده ای با نام: "بنیامین فون اشتوکراد-باره Benjamin von Stuckrad-Barre" را می شناسید؟
در میان دوستان و آشنایان من تعداد اندکی هستند که وی را می شناسند و آنها اینک همه بالای 30  سال هستند.
خوانندگان آثار وی همه جوان یا نوجوان هستند. هر وقت که  "بنیامین فون اشتوکراد-باره Benjamin von Stuckrad-Barre" جلسه ای ترتیب می دهد تا قطعاتی از کتاب جدیدش را بخواند، غالباٌ دختران جوان در این جلسات شرکت می کنند.
نمی دانم چه کسی به "بنیامین فون اشتوکراد-باره Benjamin von Stuckrad-Barre" لقب "نویسنده پاپ" را داده است و اضافه کرده است که "نویسنده پاپ" کسی است که شایعات در باره آنها بیشتر از مقالاتی است اینگونه نویسنده ها می نویسند. و باز اضافه می کند که جلسات معرفی کتاب جدید این نویسندگان، بیشتر جلساتی هستند که ساخته شده و به یک شوی تلویزیونی شباهت دارند و برای این نویسندگان این جلسات همانقدر ارزش دارند که نوشتن کتابشان. شاید بی جهت نباشد که عناوین کتاب "بنیامین فون اشتوکراد-باره Benjamin von Stuckrad-Barre" غالباٌ با موزیک در رابطه اند.   ،Remix Live-Recordings  ، Soloalbum،  Livealbum .
گویا کتاب جدید وی ربطی به موزیک ندارد. برای اینکه بدانم چنین هست یا نه، به تئاتر شهر اشتوتگارت می روم، جائی که "بنیامین فون اشتوکراد-باره Benjamin von Stuckrad-Barre کتاب جدیدش را معرفی می کند.
خود نویسنده 25 سال دارد (این مقاله مربوط به چند سال پیش  است- مترجم). و خوانندگان کتابهایش نیز در همین حدود هستند. این خوانندگان با خوانندگان معمولی فرق دارند. بی سواد نیستند و مانند خوانندگان معمولی هنگامی که نویسنده ای در جلسه ای کتاب جدیدش را معرفی می کند، اینطرف و آنطرف نمی روند.
گذشته ار اینکه تمام دخترها با دوست پسرشان آمده اند، یک موضوع دیگر نظر مرا جلب می کند: این ها همه افراد "معمولی و عادی " هستند. جوانانی که به خوبی با والدینشان کنار می آیند . احتمالاٌ با آنها زندگی می کنند.
اینها جوانانی نیستند که خشتک شلوارشان ، هنگام راه رفتن زمین را جارو می کند.  کلاه بیس بال به سر ندارند، به موهایشان ژل نزده اند، لباس سیاه به تن ندارند، و احتمالاٌ همه آنها دیپلم دارند.
سالن بزرگ تئاتر شهر اشتوتگارت تا آخرین صندلی مملو از جمعیت است. آخرین باری که من چنین جمعیتی را برای معرفی کتاب در یکجا جمع دیدم، برنامه ای بود که برای "متکس گولد Max Goldt" ترتیب داده بودند.
بعد از مدت کوتاهی "بنیامین فون اشتوکراد-باره Benjamin von Stuckrad-Barre وارد سن شد. کیف بزرگی در دست داشت که مملو از کتاب و سی دی بود. کیف را روی میزی که با پارچه سیاهی آن را پوشانده بودند، گذاشت.
در سمت راست این میز، تجهیزات فنی قرار داشت. دستگاه سی دی و میکروون و این قبیل آلات، که "بنیامین فون اشتوکراد-باره Benjamin von Stuckrad-Barre  در حین اجرای برنامه اش از آنها هم استفاده می کرد و هنگام تنفس از سی دی های موسیقی که به همراه خویش آورده بود استفاده می کرد تا تفننی ایجاد کرده باشد.
این شب و برنامه این شب بی شباهت به برنامه ای که همکلاسی های قدیمی که بعد از سالها همدیگر را دیده اند، نیست.
در این شب، بینندگان و تماشاگران و خوانندگان احتمالی آثار "بنیامین فون اشتوکراد-باره Benjamin von Stuckrad-Barre موارد زیادی را دیدند. نویسنده نخست چند کلمه حرف زد و سپس چندین "دیاز" نشان داد.  بعد از آن ، از کتاب جدید "هلموت برگر Helmut Berger  " !  فصولی را خواند و ناگهان به مجری برنامه موزیک VIVA زنگ زد و تماشاگران که فکر می کردند آقای نویسنده با این مجری تلویزیونی یک مکالمه خصوصی برگذار می کند، همه سراپا گوش بودند. آها، بعد از این اتفاقات چند کلمه هم از کتاب جدید خودش را خواند.
روشی که "بنیامین فون اشتوکراد-باره Benjamin von Stuckrad-Barre از آن استفاده می کند، جدید نیست، ولی کارآئی خوبی دارد . 
او مرتب بدگوئی شهر "ارلانگن  Erlangen" را می کند . شهری که شب قبل در آنجا برنامه داشته و این کار وی موجب خشنودی تماشاگران و بینشگران برنامه امشب وی می گردد. زیرا که اغلب آنها اهل اشتوتگارت هستند.
وی در کتاب جدیدش از ثروتمندان و زیبارویان سخن می گوید و امشب آنها را به سخره می گیرد. همین کار وی سبب می شود تا تماشاگران نسبت به وی اعتماد کنند . محتوای کتاب جدیدش هم با اعمال روزمره مردم سروکار دارد. اعمالی که تماشاگران امشب هم به راحتی می توانند آنها را درک کنند.
دختر جوانی که که کنار من نشسته، در حالی که آقای نویسنده قطعاتی از کتاب جدیدش می خواند، مرتب فریاد می زند: آره درسته، دقیقاٌ همینطوره، آره می دونم، می شناسم. و این در حالی است که آقای نویسنده ، از عادات توالت رفتن قهرمان رمانش فطعاتی می خواند.
چنین بود، شبی که آقای "بنیامین فون اشتوکراد-باره Benjamin von Stuckrad-Barre کتاب جدیدش
"جعبه سیاه Blackbox" را به خوانندگانش مغرقی کرد.

کتابهای مورد علاقه "بنیامین فون اشتوکراد-باره Benjamin von Stuckrad-Barre

کنوت هامسون:  مرموز     Knut Hamsun: "Mysterien 

گوتفرید بن: مجموعه اشعار     Gottfried Benn: "Sämtliche Gedichte"

برت استون الیس: زیر صفر Bret Easton Ellis: "Unter Null"


پیوند های اینترنتی درباره :  Links zu Benjamin von Stuckrad-Barre و منابع:

http://www.stuckrad-barre.de
http://www.regjo.de/kultur/aktuell/stuckrad.htm
Interview
 
http://literaturkritik.de
 http://195.180.6.57/
http://www.hainholz.de/wortlaut/stuckra1.htm
http://www.literaturkritik.de/buch/buchh/neu/themen/jungeLit/index.php
by kultur-wissenschaft.de und Britta Brockmueller، Ina Bubik، Nina Massek
http://www.stuckradbarre.de/

 

  
نویسنده : شاپور چهارده‌چریک ; ساعت ٢:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٧/۱۸
تگ ها :