در باره تاریخ و ادبیات آلمان

در باره تاریخ و ادبیات آلمان

یکی شعر دیگر : مرگ قو

مرگ قو

"تو گفتی که چون قوی زیبا بمیرد"

"فریبنده زاد و فریبا بمیرد"

"شب مرگ تنها نشیند به موجی"

"رود گوشه ای دور و تنها بمیرد"

همه عمر تنها بماندم چو قویت

کشیدم مصیبت که تا بلکه رویت

ببینم، ندیدم مگر تار مویت

کشیدم پر و پرکشیدم به سویت

شدم گوشه‌ای دور و تنها نمردم

همه خویشتن را به تقدیر سپردم

"گروهی بر آنند که این مرغ زیبا"

"کجا عاشقی کرد، آنجا بمیرد"

"در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب"

"که خود در میان غزل ها بمیرد"

اگر مرگ این مرغک تیره بخت

نه؛ بل عاشق غمزده پیر و سخت

به ماوای عشق و مکان بسته بود

زگردونگری ، دربدر خسته بود

در این گوشه من هم غزل خوانم هر شب

که شاید میان غزل ها بمیرم.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مرگ قو از آثار استاد حمیدی است.

 

 

 

 

 

 

 

  
نویسنده : شاپور چهارده‌چریک ; ساعت ۸:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/۱۸
تگ ها :