در باره تاریخ و ادبیات آلمان

در باره تاریخ و ادبیات آلمان

کهن ترین ضرب المثل های آلمانی

کهن ترین ضرب المثل های آلمانی
ترجمه: شاپور چهارده چريك
مطالب این مقاله از "فرهنگ ضرب‌المثل‌های بایر  " اخذ شده است.
 
ضرب المثل ها همیشه زنده اند. شاید عمل و تعداد آنها نسبت به ازمنه گدشته تغییر کرده باشد، شاید هم مردم دیگر ضرب المثل ها را به مثابه پند و اندرز گرانقیمت نمی پذیرند و شاید هم ضرب المثل، به مثابه نوعی علم ارتباطات یا به عنوان حامل تجربه اجتماعي و تجربه اخلا قي و تجربه عام، ديگر كاربردي كه در ازمنة قديم داشته، اينك از دست داده باشد. ولي امروزه نوعي آزادي در رابطه با ضرب المثل ها مشاهده مي شود . كسي كه از ضرب المثل استفاده مي كند، چه جدي، چه شوخي، چه كامل و چه ناقص، خواهان آن است كه به حرف و سخن و گفتة خويش ، تحكم بيشتري ببخشد. عنصري كه در ضرب المثل ها آشيانه كرده، نيرو و قدرت خاصي به اين ضرب  المثل ها مي بخشد، كه موجب مي شود كه ضرب المثل، هم از طرف مردم كوچه و بازارو هم از طرف روشنفكران و متفكران و مطبوعات و راديو و تلويزيون و . . . مورد استفاده قرار گيرد.  هر شخصي داراي گنجينه اي از ضرب المثل ها و اصطلا حات زبان مادري اش مي باشد.  ما حتي گنجينه اي از اصطلا حات و ضرب المثل هاي مختلف در زبانهاي بيگانه اي كه فرا گرفته ايم، داريم. اصولاً اصطلا حات و ضرب المثل ها جايگاه ويژه اي در هر زبان دارند و جزء لا ينفك هر زباني مي باشند. 
در ساليان گذشته چندين مجلد از اصطلا حات و ضرب المثل هاي آلماني وارد بازار شده اند، كه باوجوديكه اين رشته از لحاظ علمي و زباني در ساليان و دهه هاي گذشته رشد قابل توجه و شاياني داشته است، ولي اين فرهنگ ها به مراتب كوچك تر و كم حجم تر شده اند . گرچه زبان آلماني از لحاظ اصطلا حات و ضرب المثل ها، يكي از زبانهای غنی می باشد. گدشته از این، نگارش فرهنگ ضرب المثل ها و جمع آوری و تدوین آنها در این زبان، نیز دارای سنتی کهن و پایه ای علمی می باشد. بیش از یکصد سال پیش فرهنگ صرب المثل "واندر" 
وارد بازار گردید که در این کتاب ضرب المثل های آلمانی را از قرن 16 تا 19 میلادی جمع آوری و تدوین کرده بودند . این فرهنگ بر پایه "فرهنگ صرب المثل" ی که در سال 1813 میلادی از طرف واگنر و بعد ها نیز از طرف "واندر" تدوین شدند، ترتیب یافته است، که حاوی  بيش از ١٥٠٠٠ ضرب المثل مي باشد، كه در بيش از ٥٠٠٠ مورد ، مدون گرديده است . بدين ترتيب خواننده اين امكان را دارد، كه در اسرع وقت، مطلب مورد نظرش را بيابد.

ضرب المثل چيست؟ 
درتاريخ ادبيات آلمان، تعاريف زيادي براي ضرب المثل نوشته اند   . اين تعاريف ولي
در چند نكته زير مشترك هستند:  كارآكتر جمله بندي، مردمي بودن ، خصوصيت
سادگي و سادگيِ از بر كردن آن و تجربه عام. پس به طور کلی مي توان گفت، كه ضرب
المثل ها جملا تي هستند كه طبق تجربه عام بوجود آمده اند و عموماً نيزدر تجربه اي عام
را با جملاتی ساده ولی محکم بازگو می کنند. گرچه ضرب المثل ها معمولا جملاتی کوتاه هستند،  مع الوصف گاهی دارای باری به شدت ادیبانه یا شاعرانه نیز می باشند و گاهی یک ضرب المثل کوتاه می تواند به اندازه یک کتاب گویا باشد. برای کسی که از یک ضرب المثل استفاده می کند، مهم نیست که این ضرب المثل از مدام شهر یا کشور یا قاره باشد، مهم آن است که این ضرب المثل گویا باشد و نیز اینکه محتوای آن چه باشد. معمولاً نيز اين ضرب المثل ساخته و پرداخته شده و صيقل داده مي شوند و باز هم به نقاط ديگر حمل مي شود. به همين علت هم گاهي در ادبيات به ضرب المثل هائي بر مي خوريم، كه مثلاً از آفريقا يا آسيا يا نقاط ديگر سرچشمه گرفته اند، ولي نمونه اين ضرب المثل ها را در زبان مادري خود نيز داريم. و اين همان تجربه عام است . معلوم نيست كه اولين ضرب المثل هاي آلماني از كي و از كجا و به وسيلة چه شخص يا اشخاصي جمع آوري و تدوين شدند. ولي قديم ترين ضرب المثل آلماني را ، در سرود معروف    كه در قرن ٩ ميلا دي نوشته شده، مي توان يافت .  سرود هيلده براند، بعد از سال ٨٠٠ ميلا دي در معبد فولدا کشف شد و قديمي ترين سرودي است كه در زبان آلماني به صورت مكتوب موجود مي باشد . اين سرود كه فقط قسمت هائي از آن تا به امروز باقي مانده در بارۀ هيلده براند  و پسرش هادوبراند ميباشد. اين سرود در قرن نهم ميلا دي نوشته شده است.
این  ضرب المثل چنین است:
 „Mit geru scal man geba infaban, ort widar orte.
(D.h.: Mit dem Speer soll der Mann Gabe empfangen, Spitze gegen Spitze.)
یعنی: مرد باید با نیزه مردانگی خود را ثابت کند، سرنیزه در مقابل سرنیزه.

در این ضرب المثل به خوبی می توان عناصر ژرمنی از قبیل جنگ طلبی، ثبوت مردانگی با سرنیزه و خشونت را مشاهده کرد. به این موارد باید اضافه کرد که ضرب المثل های آلمانی در قرون وسطا ، یا دقیق تر گفته شود تا اواخر قرن 15 میلادی معمولاً به طريق غير مستقيم نقل قول مي شدند . اين نقل قول هاي غير مستقيم، بعد ها از طرف شعرا و نويسندگان آلماني جمع آوري و تدوين شدند،   يا در آثار بزرگتري  مانند آثار "اشپر فوگل" ، "هرگر"یا در کتبی مانند كتاب با ارزش " فراي دانك و كتاب “ رنر "  اثر هوگو فون تريم برگ  بکار برده شدند. كهن ترين اثرِحاوي ضرب المثل هاي آلماني كه تا كنون كشف شده است، كتابي  كه ترجمة آلماني آن چنين است : كشتي بارکش )    است با عنوان لا تين  كه این کتاب در حدود سال 1023  ميلا دي از طرف شخصي به نام "اگبرت فون لوتيش " نوشته شده است. در اين كتاب موارد ديگري غير از ضرب المثل هاي آلماني نيز وجود دارد، ولي ضرب المثل هاي آلماني در اين كتاب به زبان لا تين نوشته شده اند. از چنين كتبي در مكتب ها و مدارس مذهبي وابسته به كليساها براي آموزش نوباوگان استفاده مي شده است. گذشته از آن مفاد چنين كتبي در راه تكثير اخلا ق نيزمؤثر بوده است. . ضرب المثل هائي كه از قرن ١١ تا ١٥ ميلا دي جمع آوري شدند، به وضوح نشان مي دهند كه اين ضرب المثل ها از يك منبع خاص و واحدي تغذيه نمي شدند . بلكه عناصري از فرهنگ و زبان فولكلوريك و همچنين واژگان يا جملا ت علمي اي كه راه  به زبان و فرهنگ عامه گشوده بودند، و نیز ضرب المثل های عاریه ای ، که از زبان دیگری به عاریه گرفته شده بودند، تغذیه می شدند .
ضرب المثل هائی، مانند :

Eine Hand, wäscht die andere
يك دست، دست ديگر را مي شويد.
كه اين ضرب المثل ها از دوران آنتيك سرچشمه گرفته اند.
 
همچنين ضرب المثل هائي از قبيل:
Den Seinen gibt der Herr im Schlaf.
خدا مال خودش را در خواب مي بخشد:

و نيز:
Hochmut kommt vor dem Fall.
غرور قبل از سقوط (شكست) ظاهر مي شود.
كه اين ضرب المثل ها نيز از انجيل عاريه گرفته شده اند.

ضرب المثل هاي ديگري از قبيل:
Lügen haben kurze Beine.
دروغگو كم حافظه است.

و همچنين
Der Krug geht solange zum Wasser, bis er bricht.
كوزه آنقدر به طرف چشمه مي رود، تا بشكند

دوم اينكه، نه هر زمينۀ همواري لا جرم بايد به عاريه گرفتن ضرب المثل ختم شود.
روابط زندگي متشابه، به تجارب و ارزشيابي متشابه مي انجامد. تصاوير ساده و متشابه
نيز در سراسر كرۀ زمين وجود دارد. 
 گ. ان. پرمياكوف  در اثر با ارزش خود ثابت كرده است كه حتي در ميان اقوام و مللي كه تحقيقاً هيچ ارتباط فرهنگي با هم نداشته اند، ضرب‌المثل هاي متشابه زيادي وجود دارد با همۀ اين تفاصيل، تعداد كثيري از اصطلا حات و ضرب المثل هاي آلماني از دورۀ عتيقه (يا آنتيك) سرچشمه گرفته اند . عامل انتقال نيز گاهي كليسا و گاهي هومانيسم بوده است . در اواخر قرن ١٥ و اوائل قرن ١٦ ميلا دي دانشمندان هومانيست اروپا، نخست متوجه مجموعه ضرب المثل هاي بومي شدند ، كه يا به زبان لا تين نوشته شده  بودند، و يا از زبانهاي ديگر به زبان لا تين ترجمه شده بودند .
قرون 15 و 16 میلادی را می توان دوران شکوفائی ضرب المثل های آلمانی دانست. در این قرون و حتی تا میانه قرن 17 میلادی ضرب المثل های آلمانی گسترش و شکوفائی خاصی یافتند و به ضرب المثل ها در این قرون به عنوان نوعی دانش و بینش نگریسته می شد و در نوشته ها، مباحثات، منابر، کتب و مکاتبات از آنها استفاده بسیاری می شد. نویسندگان و شعرائی از قبیل سباستیان برانت، هانس ساکس ، توماس مورنر و بسياري ديگر درِ ادبيات آلماني را  ضرب المثلهای آلمانی گشودند و باعث شدند تا این ضرب المثل ها وارد ادبیات آلمان و بدین طریق وارد زنذگی مردم شوند.
افراد معروفي مانند مارتين لوتر، و نيز نويسندگاني كه هنوز معروف نشده بودند ، باعث شدند تا ضرب المثلها وارد ادبيات آلمان گردند و درروند نهضت پروتستانتيسم و جنبش كشاورزان در آلمان، در قرن ١٦ ميلا دي ، ازضرب المثل در بيانات و سخنراني ها و نوشته هاي خود استفاده ها كردند و از قدرت كلا م و اجمالي بودن آن بهره ها بردند ، تا حرف و مطلب خود را به مردم كوچه و بازار برسانند . مارتين لوتر حتي مجموعة كوچك و دست نوشته اي از ضرب المثلهاي معروف و برا ، براي خود ترتيب داده بود كه از آنها در سخنراني ها و مكاتبات و 1534 انجيل  كتبش استفاده مي كرد . هنگامي كه مارتين لوتر در سال هاي 1522 تا را ترجمه مي كرد ، باعث گرديد تا بسياري از ضرب المثل هاي مذهبي و كليسائي، كه
قبل از مارتين لوتر نيز وجود داشتند و از آنها استفاده مي شد، اينك با ترجمة انجيل
رنگ بين المللي و فرا ملي به خود گرفته و در سراسر اروپا پخش گردند . اين ضرب
المثلها ، همانهائي هستند كه ما از آنها با نام سرگردان (يا عاريه اي) نام برده ايم
زيرا كه بسياري از اين ضرب المثلها در سنت شفاهي اقوام بني اسرائيل و نيز در نزد
يونانيان و روميان وجود داشته اند و بعد ها با ترجمة آلماني مارتين لوتر از انجيل، نيز
وارد فرهنگ و زبان آلماني شدند. در زمان لوتر، موقع آن فرارسيده بود، كه ضرب المثلهاي آلماني ، به زبان آلماني وبدون وابستگي به زبان لا تين نگاشته و ثبت شوند . 
 اين كار را شخص دانشمندي به نام يوحانس آگريكولا  در سال ١٥٢٩ ميلا دي با اثري به نام
 (سیصد ضرب المثل عمومی ) شروع کرد.  
وی در همین سال، یعنی در سال 1529 میلادی جلد دومی به آنها افزود با عنوان:
 (قسمتی دیگر ) . در سال 1534 میلادی نیز مجموعه کامل تر دیگری با عنوان "هفتصد و پنجاه ضرب المثل آلمانی  " را به دست چاپ سپرد. در سال 1548 نیز مجموعه خود را کامل تر کرده وچاپ کرد.
نهضت پروتستانتيسم، عوامل ملي و مذهبي و نگراني براي زبان آلماني، اخلا ق كاري و
وجدان بيدار يوحانس آگريكولا وي را تشويق به نوشتن چنين كتبي مي كرد. 
 دومين نفر در اين رابطه، سباستيان فرانك  مي باشد، كه مجموعة ديگري از ضرب المثل هاي آلماني را با عنوان "ضرب المثل ها"  در سال ١٥٤١ ميلا دي به دست چاپ سپرد ، كه در همان سال نيز جلد دومي به آن افزود . اين دو مجلد، شامل بيش از ٧٠٠٠ ضرب المثل آلماني
بودند . از اين دو مجلد ضرب المثل آلماني استقبال شاياني بوجود آمد و خوانندگان
زيادي آن را خريدند. 
ناشري به نام "اگه نولف " سال ١٥٤٨ ميلا دي آثار يوحانس آگريكولا و سباستين فرانك را در هم ادغام كرده،  و فهرستي نيز به آنها افزود و مطالب اين كتابها را طبق سليقه و ذوق خوانندگان آن روز تهيه و تنظيم كرده و آن را با عنوان" ضرب المثل ها ، سخنوري زيبا و دانائی "  چاپ كرد . اين كتاب در نزد  خوانندگان با اقبال بسيار نيكي برخورد كرد و تا اواخر قرن ١٧ نيز به مراتب تجديد چاپ شد . اين كتابها باعث شدند تا يك سلسله از فرهنگ هاي نفيس و با ارزش و جامع در مورد ضرب المثل هاي آلماني نوشته شوند ، كه اين مسابقه تا اواخر قرن ١٩ ميلا دي نيز ادامه داشت ، و در كتاب حاضر نيز از ضرب المثل هائي كه در كتب نامبرده آمده اند، استفاده ها شده است.
در این راستا باید از دو اثر دیگر نیز نام برد که در سنت جمع آوری و تدوین ضرب المثل های آلمانی در قرن 17 میلادی نقش بسزائی ایفا کردند. یکی اثری است با نام "دانائی آلمانی " از دانشمردی به نام "فریدریش پترز" دیگری کتاب "كريستف له مان  "  كه در سال ١٦٣٠ ميلادی نوشته شده است كه ٢٣٠٠٠ ضرب المثل را شامل مي شده است. هر دوي اين آثار، به
منابع قبل از خود نيز اشاره كرده و منابع ديگري كه در تنظيم و تدوين كتاب دخيل
بوده اند را نيز نام برده اند ، كه در پاره اي موارد به تجارب شخصي نويسنده يا ناشر،
و نيز مكالمات روزمرة مردم نيز اشاراتي كرده اند.
به مرور زمان، و آرام آرام، همچنان كه جامعه و ادبيات و فرهنگ آلمان در طول قرون
و اعصار پيشرفت مي كردند، و از قرون وسطي به طرف دوران روشنگري، و اقتدار و
خرد و راسيوناليسم پيش مي رفت، به همان مقدار نيز از ارزش و اعتبار ضرب المثل
نيز كاسته مي شد . تا جائي كه ديگر ضرب المثل در جامعه چندان رونقي نداشت و آن
را نشانه و سمبلي از" آلا مد بودن" يا" امل بودن" مي پنداشتند و حداكثر در هنگام بازي
و سرگرمي و يا موقعي كه مي خواستند به كسي " تعارف" كنند، از ضرب المثل
استفاده مي كردند. حتي دوره اي بود، كه در آن با ضرب المثل مبارزه مي كردند و
استفاده از ضرب المثل را نشانة " قديمي بودن و كهنه و امل بودن" مي دانستند
همة اين زحمات و كوشش ها و برخوردها نتوانستند كه سنت شفاهي ضرب المثل را
در آلمان از بين ببرند . مردم روستاها و دهات و قصبات بيشتر از مردم شهر نشين،
باعث گسترش و ماندگار شدن ضرب المثل ها شدند . در شهر ها نيز كارگران يدي
اين نقش را تقبل كردند و باعث رونق بازار ضرب المثل گرديدند . به همين علت نيز
اولين فرهنگ ضرب المثلهاي آلماني كه در قرن ١٩ ميلا دي به چاپ رسيد، از اين امر
با نوعي دهن كجي به نام "دانش كوچه و بازار"نام مي برد.
در طول قرون و اعصار گذشته، انواع و اقسام مختلف ضرب المثل های آلمانی وارد بازار گردید.  فرهنگ ضرب المثل های واگنرکه در سال 1813 به چاپ رسید، همچنین فرهنگ "کورته"  و نیز فرهنگ "آیزه لاین" و فرهنگ "سیم روک" به نوغ الفبائی آن، یعنی با استفاده از حروف الفبا برای ترتیب موارد ضرب المثل ها روی کردند.آنها گدشته از این، به چاپ و تکثیر فرهنگ های کوچکی برای استفاده دانش آموزان و دانشجویان اقدام کردند ، که گاهی در دروس اخلاق و دینی هم استفاده می شدند. 
تعدادي از نويسندگان نامي و نويسندگان رئاليستي آلمان از قبيل، هبل، و كلا يست، گوتهلف و ئودور اشتورم در آثار خود، از اصطلا حات و ضرب المثل هاي زيادي استفاده مي كردند،
كه همين خود موجب رجوع خوانندگان به فرهنگ هاي مختلف اصطلا حات و ضرب
المثلها مي گرديد و همين امر بعد ها باعث گرديد تا رشته اي در زبان شناسي كه به
شناسائي ضرب المثلها و اصطلا حات مي پردازد و در زبان آلماني به آن "ضرب‌المثل‌شناسی " مي گويند، تأسيس گردد.
يكي ديگر از افرادي كه بايد در اين باب ناميده شود، "كارل فريدريش ويلهلم واندر "
مي باشد . وي از دانشمندان و مربياني مي باشد كه به علت اختلا فاتي كه با زمامداران دولت پروس در باب رفورم نظام آموزشي پيدا كرد، از خدمت در آموزش و پرورش اخراج گرديد. وي صاحب و نويسندة "فرهنگ پنج جلدي ضرب المثل هاي آلماني " می‌باشد كه در نوع خود بي نظير و كامل مي باشد و شامل250 هزار ضرب المثل می باشد.
نظرات انتقادي در بارة كاربرد و استفاده از ضرب المثل در سنوات گذشته زياد بوده
اند . "كارل فريدريش ويلهلم واندر" در سال ١٨٧٢ در اين مورد مي نويسد: “ استفاده از ضرب المثل هائي از قبيل:

Der Klügere gibt nach.
آنکه عاقل تر است، کوتاه می آید

Man muß mit den Wolfen Heulen.
انسان باید با گرگ ها زوزه بکشد.

Was nicht zu ändern ist, ist nicht zu änder.
امری را که نمی شود تغییر داد، نمی شود تغییر داد.

مردم را از راه به بیراهه می کشد.

كارل كراوس نيز در مورد استفادة نابجا از ضرب المثل ها اخطا  مي دهد و مي نويسد: استفادة نابجا از ضرب المثل هائي، مانند ضرب المثل زير
Liebe deinen Nächsten, wie dich selbst. Denn jeder ist sich selbst, der Nächste.
یعنی : انسان بايد نزديك ترين كسانش را مثل خودش دوست داشته باشد. زيرا كه نزديك
ترين كس به انسان، خود انسان است. .
وي در اين باره مي گويد: اينگونه ضرب المثلها باعث به بيراهه كشانده شدن مردم مي شود.
  و نيز "هربرت يرينگ  به موقع هشدار داد كه خورده بورژواهاي نادان مي توانند دراستفاده كردن از ضرب المثل به بيراهه كشانده شوند، اگر چشم ها و گوشهايشان باز نباشد . و هم او بود كه در سال ١٩٣٢ موقعي كه نازيسم و فاشيسم دست در دست هم با هم معاشقه مي كردند و اروپا و جهان را به آتش مي كشاندند، هشدار مي داد كه استفاده از جملا ت و ضرب المثل هائي مانند:

Das Hemd ist uns näher als der Rock.
پيراهن ما به ما نزديك تر است، تا دامن ما.

Was ich nicht weiß, macht mich nicht heiß.
مطلبي را كه من نمي دانم، برايم اهميتي هم ندارد.
 
آب به آسياب نازي ها و فاشيست ها ريختن است.
وي در يك مقاله با عنوان “ اصطلا حات كوچك” در سال ١٩٣٢ نوشت :
اصطلاحات کوچکی وجود دارند که ظاهرا و اصولا بی خطر هستند. ولی همین اصطلاحات به ظاهر کوچک و بی ارزش موقعی خطرناک می شوند که افراد نابابی نوعی جهان بینی را در ورای آنها مشاهده می کنند و این اصطلاخات کوچک را با آن جهان بینی در هم می آمیزند.
از بررسی تاریخ اجتماعی و تاریخ ادبیات آلمان می دانیم که نازی ها نیز چنان کزدند و ضرب المثل های زیادی را نیز تحریف کردند .  ضرب المثل ها مكاتب فلسفي نيستند. ضرب المثل گرچه وسعت عام يافته و در تمامي سرزمينهاي يك زبان و فرهنگ گسترش مي يابد، مع الوصف نمي توان پذيرفت كه ضرب المثل داراي اعتباري عام باشد . بلكه فقط و فقط تجربه اي عام است . هر ضرب المثلي را بايد به تنهائي مورد بررسي قرار داد. ضرب المثل ها غالباً با هم مغايرت دارند . هر ضرب المثلي مانند كودكي است كه در عصر و زمانة خاصي متولد شده است. هر ضرب المثلي نيز از زاوية ديد طبقه اي خاص، يا قشري معين ، يا حتي صنف بخصوصي ، يا گروه اجتماعي معيني گفته يا نوشته شده است . هر ضرب المثلي كه از
پس قرون و اعصار گذشته و به دست ما رسيده است، نشان مي دهد كه اين ضرب
المثل داراي خواص معيني نيز مي باشد. وگرنه در پس اين قرون و اعصار از بين رفته
بود، همانطور كه ضرب المثل هائي در گذشته بوده اند، كه خاصيت آن را نداشته اند
كه به دست ما برسند و از بين نرفته اند . مردم قطعناً امروزه، دانش و بينش خود را از
ضرب المثلها دريافت نمي كنند، بلكه از ضرب المثل استفاده مي كنند، تا نظر و رأي
خود را تحكيم كرده و زير آن خط تأكيد بكشند.

در پاره اي از ضرب المثل ها، مانند:
Schuster, bleib bei deinen Leisten.
كفاش، تو كار خودت را بكن.
Die dümmsten Bauern haben die dicksten Kartoffeln.
احمق ترين كشاورزان، بزرگترين سيب زميني ها را دارند.
این گوته ضرب المثل ها، مانند دو ضرب المثلی که در بالا قید شدند، با صنف خاصی در رابطه هستند (اینجا با کفاش و کشاورز) و هیچ کس نیز این ضرب المثل ها را به صنف یا طبقه و قشر دیگری ربط نمی دهد.کلا می توان گفت که خدای ضرب المثل ، خدای واقعی نیست. همینطور شیطان در ضرب المثل ها نیز شیطان نیست. پادشاه، پادشاه نیست و فقیر نیز در ضرب المثل ها فقیر واقعی نیست. بلکه این ها را می توان تصاویر زبانی، یا زبان تصویری و تمثیلی دانست.

مثلا ضرب المثل زیر را از لحاظ املا و انشا و محتوای آن اصلا نمی توان درک کرد:
Der Teufel scheißt immer auf den größten Haufen
شيطان هميشه جائی می ریند که گه زیادی جمع شده باشد.
يا ضرب المثل:
Die Arbeit ist keine Hase. Sie läuft dir nicht davon.
كار ، خرگوش نيست، كه از دست تو فرار كند.كه قطعناً منظوري را با شوخي و طنز در هم آميخته است.
نويسندگان و دانشمندان و افرادي كه ضرب المثل ها را جمع آوري و تدوين مي
كردند، در دهه ها و سده هاي گذشته دانسته يا ندانسته دست به نوعي سانسور زده و
تعداد قابل ملا حظه اي از ضرب المثلهاي آلماني را كنار گذاشتند . غالباً نيز به اين دليل
كه اين ضرب المثلها قابليت نوشتن يا جمع آوري شدن را نداشته اند . مثلاً
در سال ١٨٨٣ تعدادي از ضرب المثل هاي آلماني را به دليل وشتر
اينكه آنها كفر آميز بودند يا قابل نگارش نبودند، از رده خارج كرد و آنها را بدست
فراموشي سپرد. در فرهنگ كورته   كه از سال ١٨٣٧ تا كنون بارها تجديد چاپ شده بود، به ضرب المثل هائي اشاره مي كند، كه از لحاظ زباني سالم نبوده و باعث گمراهي فرزندان بشر! مي گشتند.
از فرهنگ نويس معروفي مانند" واندر" كه در سطور بالا از وي نام برديم و فرهنگ پنج جلدي اش را معرفي كرديم) ، در بارة شيوة نگارش پاره اي از ضرب المثل ها انتقاد خود را به روي كاغذ آورده و مي نويسد:
" در پاره ای از فرهنگ ها ، آنجائی که از کلمات رشت و رکیک استفاده می شده است، به گداشتن چند نقطه (...) اکتفا می کردند . گوئی که رعایت اخلاق در نوشتن همین چند نقطه خلاصه می شود. کار بغضی از نویسندگان نیز چنات مضحک شده که هنگام نوشتن بعضی اصطلاحات و واژگان ، به نوشتن اولین حرف آن واژه و گداشتن چند نقطه بعد از آن اکتفا می کنند . "بیندر" یکی دیگر از فرهنگ نویسان ، حتی موقع نوشتن کلمه شیطان ، فقط به نوشتن حرف اول آن اکتفا می کردند و بعد از آن چند تا نقطه می گذاشتند ، اين يعني چه؟ اين شيطان ناقص با ما چه كار مي تواند بكند؟

نمونه هائی از ضرب المثل های آلمانی:
Wer anderen eine Grube gräbt, fällt selbst hinein.
چاه کن، حود همیشه ته چاه است.

Wo Aas ist, da sind Fliegen.
جائی که مردار باشد، مگس هم هست.

Geduld baut, Ungeduld bricht ab.
صبر و حوصله سازنده است ، بی صبری و کم طاقتی ویران کننده.

Wenn´s Unglück sein soll, kann man sich den Finger in der Nase abbrechen.
اگر خوش شانس نباشی، انگشتت در درون دماغت هم می شکند.

Ohne Aber ist nichts in der Welt.
در این جهان هیچ چیز بدون اما و اگر نیست.

Wäre nicht das Aber, jedes Pferd hätte seinen Haber.
اگر همین اما و اگر وجود نداشت، هر اسبی صاحب خودش را داشت.

Liebe und Verstand gehen selten Hand in Hand.
عشق و خرد بندرت دست در دست هم مي گذارند

Für den Fleißigen hat die Woche sieben Heute, für den Faulen sieben Morgen
هر هفته، براي يك آدم زرنگ هفت تا امروز دارد ، ولي براي يك آدم تنبل هفت تا فردا.

Ein alter Irrtum hat mehr Freunde als eine neue Wahrheit.
يك اشتباه تاريخي دوستداران بيشتري دارد تا يك حقيقت جديد.

An drei Dingen erkennt man den Weisen:
1- Schweigen, wenn Narren reden;
2- denken; wenn andere glauben;
3- handeln; wenn Faule träumen
در سه چيز مي توان خردمندان را تشخيص داد::
1- سكوت ، موقعي كه ابلهان سخن مي گويند،
2- اندیشه، موقعی که دیگران خیال می کنند،
3- عمل ، موقعی که تن پروران در خوابند.
 

  
نویسنده : شاپور چهارده‌چریک ; ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/٥
تگ ها :