در باره تاریخ و ادبیات آلمان

در باره تاریخ و ادبیات آلمان

مارتین لوتر و یهودی‌کشی

مارتین لوتر و یهودی‌کشی

شاپور چهارده‌چریک

Shapur_14@yahoo.de

خارجی ستیزی  وخصوصا ضدیت با یهودیان در آلمان سابقه‌ای بس طولانی دارد. برخلاف نظریه مورخین و مفسرین می‌توان با مدارک و شواهد نشان داد، که این پدیده اقلا 5 قرن پیش، یعنی در دوره‌‌ای که "مارتین لوتر" در آن زندگی می‌کرده، با همین شدت اجرا می شده است، که اینک جریان دارد  وپیدایش این پدیده را می‌توان تا قرون 12 و 13 میلادی دنبال کرد.   "مارتین لوتر"(1483-1546) روحانی مسیحی و بنیانگذار مذهب "پروتستانتیسم" می‌باشد. شخصیت دوگانه و گفتار ضدو نقیض وی همیشه باعث ایجاد بحث‌های زیادی شده و هنوز هم  در این باره کتب و مقالات زیادی چه در تصدیق نظریاتش، چه علیه آن نوشته می‌شود. یکی از این موارد، ضدیت با یهودیان، و کشتار یهودیان بوده است.آیا می‌توان و شایسته است که "مارتین لوتر" را در زمره‌ی راهسازان "آوشویتس" دانست؟ طوری که مخالفین وی اظهار می‌دارند.  می‌توان گفت، که "مارتین لوتر" در نابودی و از بین بردن یهودیان دخالت داشته  یا حداقل از لحاظ فکری در آن سهیم و شریک بوده است و راه نابود کردن یهودیان را هموار کرده است؟ آیا می‌توان آنچه را که در تاریخ‌نویسی به آن  "تقصیر دسته جمعی آلمانی‌ها" نام داده‌اند، با کلمات قصار "مارتین لوتر" در مورد یهودی‌ها تزئین کرد و آراست؟ همانطور که "مناخیم بگین" نخست وزیر پیشین اسرائیل در تاریخ  19 ژوئن 1981 انجام داده و نطق‌اش را با کلمات "مارتین لوتر در باره‌ی یهودیان" آراست، گرچه وی از مخالفین "لوتر" بود و قصدش از سخنان "لوتر" فقط استفاده‌ی سیاسی بردن از آنها بوده است.  ازطرف دیگر، سخنان "یولیوس اشترایشر[1]" را نیز می‌شناسیم. "یولیوس اشترایشر" یکی از ارکان اصلی "رایش سوم" و یکی از سیاستمداران آلمان نازی و مدیر مسئول نشریه‌ی "اشتورمر[2]"که یکی از نشریات ضد یهودی آلمانی بود، بعد از جنگ دوم جهانی به اعدام محکوم شد. وی در تاریخ  29 آوریل 1946 در دادگاه، که سعی در بیگناه جلوه دادن خود داشت، گفته بود: "اگر امروز "مارتین لوتر" زنده بود، به جای من پای این میز محاکمه به عنوان مجرم نشسته بود." و منظورش از این سخن این بود، که "مارتین لوتر" هم گفتار ضدیهودی زیادی داشته است و یهودی‌ستیز بود. رفتار و گفتار و پندار "مارتین لوتر" در باره‌ی یهودیان متناقض بود. "مارتین لوتر" در ایام جوانی گفته بود: "با یهودیان برادرانه رفتار کنید و آنها را آزار ندهید."  همین "لوتر" در ایام پیری و پختگی فکری "امر به نابودی و کشتن یهودیان" داده بود. "مارتین لوتر"، که در سنت ضد یهودی "کاتولیک" بزرگ شده بود، از سال 1513 تا 1516 یهودیان را به انحا مختلف به رفتاری خودپسندانه و ضد مسیحی  محکوم کرده بود. سنت "کاتولیسیسم" سنتی بود که از همان اوان پیدایش آن تا زمان حال، یهودیان را به خشونت، شرارت، بدی و پلیدی محکوم ‌کرده و می‌کند و به یهودیان  لقب "قاتلان عیسی مسیح" را داده بودند و همیشه به آنها توهین می‌کردند و به انحا مختلف آنان را مورد اذیت و آزار و تحقیر قرار می‌دادند.  "مارتین  لوتر" در دورانی که کتاب مقدس را می‌خواند، خصوصا از زمانی که قسمت معرف به "نامه‌ی رومیان" و "نظرات پاولوس" را مطالعه می‌کرد، نظرش نسبت به یهودیان تغییر کرد. دو نظریه معروف که در انجیل به آنها اشاره شده است، نظر "لوتر" را نسبت به یهودیان دگرگون می‌کند. یکی "نجات قوم یهود" است و دیگری "ابراز عشق و محبت". "لوتر" بعد از قرائت و تفکر در این باب، به جانبداری از یهودیان بر‌می‌خیزد، جانبداری از قوم گناهکار و گمراه یهود (به زعم لوتر). او حتی پا را از این هم فراتر نهاده و تعقیب یهودیان از طرف مسیحیان و آزار و اذیت آنها را به باد انتقاد می‌گیرد و اضافه می‌کند: "یهودیان و مسیحیان برادرند و باید خدا را شکر کنند، نه اینکه با هم به جنگ و نزاع بپردازند."  لوتر ضمنا معتقد بوده است، که یهودیان تا کنون بدین دلیل مسیحیت و خدای مسیح را رد می‌کردند، که مسیحیان آنان را آزار و اذیت و تعقیب می‌کردند و اگر رفتار مسیحیان نسبت به یهودیان تغییر کند، می‌توان تصور کرد که یهودیان به دین مسیحیت گرویده و خود را غسل تعمید دهند و مسیحی شوند. "لوتر" در کتابچه‌ای که در سال 1523 چاپ و منتشر کرده بود (عنوان این کتاب چنین است- آیا عیسی مسیح در بدو تولد یهودی بوده است؟  به مسیحیان پیشنهاد می‌کند که دست از آزار و اذیت و بی‌احترامی یهودیان بردارند. زیرا که نجات ما به دست ایشان بوده است، نه به دست خودمان. در این دوره‌ی زندگی لوتر، که بیش از 10 سال بطول انجامید، "لوتر" به مقابله با تهمت‌هائی که به یهودیان می‌زدند، از قبیل مسموم کردن چشمه‌ها و چاه‌های آب آشامیدنی، قتل‌های مذهبی وغیره نیز می پردازد. او حتی ساختن کلیساهای مسیحی را در زمینی‌هائی که از یهودیان غصب کرده بودند را غیرمجاز می‌دانست. ولی ما نباید فراموش کنیم، که جانبداری "لوتر" از یهودیان در این دوره، فقط به این جهت بوده است، که وی مایل بود، یهودیان را به دین مسیحیت برگرداند و از آنها مسیحی بسازد. "لوتر" هنگامی‌که از یهودیان سخن می‌گفت، همیشه این جمله را در پی جملاتش تکرار می‌کرد: "مگر ما نمی‌خواهیم بسیاری از آنها را به مسیحیت برگردانیم؟" رفتار "لوتر" نسبت به یهودیان با قصد و غرض خاصی که همانا "مسیحی کردن یهودیان" بود، در هم عجین شده بود.  همین " مارتین لوتر" در ایام پیری و پختگی، در رابطه با یهودیان، به پیروانش چنین دستور داده بود: " کنیسه‌ها و مدارس آنها را  به آتش بکشید، و هر چیزی که سوخته نشود، با خاک یکسان کنید، طوری که دیگر هیچ کس ،حتی یک تکه سنگ و گل از آنها را تا ابد نبیند. خانه‌های آنها را نیز به همین شیوه ویران کنید. خود آنها را ـ همانند کولی‌ها- زیر یک سقف یا در یک طویله جمع کنید.(که این خود ضمنا ضدیت با کولی‌ها نیز می‌باشد- مترجم). تا آنها بدانند که در مملکت ما آقا و ارباب نیستند. بلکه باید در بدبختی و مصیبت زندگی کنند و محبوس باشند. کتب مقدس آنها را از دستشان بگیرید و آنها را جمع کنید. معلمین آنها را وادار به سکوت کنید. مسافرت و تجارت را برای آنها ممنوع کنید. دارائی و مال و املاک آنها را مصادره کنید. همه‌ی ثروت آنها متعلق به ماست و آنها این ثروت را از ما ربوده‌اند. آنها همه چیز را گران به ما می‌فروشند. " مگر "هیتلر" غبر از این گفت و غیر از کرد؟ "هیتلر" هم همین واژگان و الفاظ را در مورد یهودیان بکار می‌برد و همانند "مارتین لوتر" با یهودیان رفتار می‌کرد. "هیتلر" خود را از پیروان "مارتین لوتر" می‌دانست، گرچه وی به مسیحیت هم اعتقادی نداشت. اگر اظهارات "مارتین لوتر" و "هیتلر" را در جائی گرد‌ آوریم ولی نام آنها را ننویسیم، نمی‌توان گفت، که کدام جمله از آن "لوتر" و کدام حمله از آن "هیتلر" است.

بلی. "مارتین لوتر" را باید در یهودی ستیزی آلمانی‌ها سهیم و شریک دانست. وی راه را برای نسل‌های بعدی هموار کرد و سیاست امروزه‌ی یهودی‌ستیزی دنباله‌ی افکار و گفتار لوتری است.

 


[1] Julius Streicher

[2] Stürmer

 

  
نویسنده : شاپور چهارده‌چریک ; ساعت ٧:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٠/٢٤
تگ ها :